اشعار کارلوس دروموند د آندراده

ادبستان شعر و هنر

اشعار کارلوس دروموند د آندراده

شعر نخست :

 

تمام شده است؟

این جاودانگی های خیلی کوچک

به دست ساعت های مچی بلیعده شده

و بازتاب آن در تودرتوهای ذهن

نه ! هیچ کس نمرده است ! هیچ کس بدبخت نیست !

دست،دست تو،دست هایمانچروکیده

هنوز گرمای همان زمان را دارند

وقتی ما زنده بودیم. زنده بودیم ما؟

حالا ما از همیشه زنده تریم.

دروغ ، که آدمی تنها خواهد بود.

هیچ چیزی که من احساس می کنم در واقعیت تمام نمی شود.

همه چیز با وهم تمام شدن ، تمام خواهد شد.

 

"برگردان:مودب میرعلایی"


 شعردوم :

 

کارلوس ! آرام بگیر

عشق همین است که می بینی :

امروز بوسه، فردا بی بوسه

پس فردا یکشنبه است

و هیچ کس نمی داند حکایت دوشنبه چیست !

نه جان سختی ثمری داردنه خودکشی .

اما خود را نکُش ! خود را نکُش !

تمام و کمال ، خود را نگهدار برای عروسی

گیرم کسی نداند آیا و کی خواهد بود.

پسرم کارلوس !

عشقِ در تاریکی، نه، عشقِ در روشنای روز

همیشه اندوهبار است

اما این را به هیچکس نگو

که نه می داندو نه خواهد دانست .

 

"برگردان:بهنود فرازمند"


 http://s1.picofile.com/file/6894930580/ophujdftrh_tggh.gif  واژگان کلیدی: اشعار کارولس دروموند د آندارده،نمونه شعر کارلوس دروموند د آندراده،شاعر کارلوس دروموند د آندراده،شعرهای کارلوس دروموند د آندراده،شعری از کارلوس دروموند د آندراده،یک شعر از کارلوس دروموند د آندراده،سروده های برگردان به پارسی کارلوس دروموند د آندراده،شعرهای  ترجمه شده به فارسی کارلوس دروموند د آندراده،شاعر برزیلی،شاعر کشور برزیل،شاعر آمریکای لاتین،کارلوس دروموند دِ آندراده،كارلوس دروموند دي أندرادي،كارلوس دروموند د آندراده.

Carlos Drummond de Andrade،poemas،quotes،poems

دیدگاه ها برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی