close
تبلیغات در اینترنت

اشعار کارلوس دروموند د آندراده

ادبستان شعر و هنر

اشعار کارلوس دروموند د آندراده

شعر نخست :

 

تو را دوست دارم

چرا که دوستت دارم .

لازم نیست تو عاشق باشییا حتی بدانی.

تو را دوست دارم چرا که دوستت دارم.

عشق بخشنده است و مجانی.

عشق،آفریده ی بخشش است.

چیزی گسترده در باد،درآبشار، روشنی.

عشق

از واژه نامه ها،از مقرراتمی گریزد.

دوستت دارم

چراکه خود مرا به اندازه ی کافی دوست ندارم .

چراکه عشق بی بازگشت است

چه دوستم داشته باشی چه نه .

زیرا عشق، شادی است و استواری.

عشق، برادر مرگ است.

و در هر لحظه اش

با بیشتر و بیشترکشتن

بر مرگ پیروز.

 

"برگردان:مسعود درویشی"

 


  شعر دوم :

 

تمام شده است؟

این جاودانگی های خیلی کوچک

به دست ساعت های مچی بلیعده شده

و بازتاب آن در تودرتوهای ذهن

نه ! هیچ کس نمرده است ! هیچ کس بدبخت نیست !

دست،دست تو،دست هایمانچروکیده

هنوز گرمای همان زمان را دارند

وقتی ما زنده بودیم. زنده بودیم ما؟

حالا ما از همیشه زنده تریم.

دروغ ، که آدمی تنها خواهد بود.

هیچ چیزی که من احساس می کنم در واقعیت تمام نمی شود.

همه چیز با وهم تمام شدن ، تمام خواهد شد.

 

"برگردان:مودب میرعلایی"

 


 شعر سوم :

 

کارلوس ! آرام بگیر

عشق همین است که می بینی :

امروز بوسه، فردا بی بوسه

پس فردا یکشنبه است

و هیچ کس نمی داند حکایت دوشنبه چیست !

نه جان سختی ثمری داردنه خودکشی .

اما خود را نکُش ! خود را نکُش !

تمام و کمال ، خود را نگهدار برای عروسی

گیرم کسی نداند آیا و کی خواهد بود.

پسرم کارلوس !

عشقِ در تاریکی، نه، عشقِ در روشنای روز

همیشه اندوهبار است

اما این را به هیچکس نگو

که نه می داندو نه خواهد دانست .

 

"برگردان:بهنود فرازمند"

 


 شعر چهارم :

 

برایتعطر باغ و میوه های جنگلی را

عشق بازی آستانه ی درشنبه های لبریز از عشق

یکشنبه های آفتابی

دوشنبه های خوش خُلق راآرزو میکنم.

برایت یک فیلم با خاطرات مشترک

نوشیدن شراب با دوستانت

و یک نفر که تو را بسیار دوست داردآرزو می کنم.

شنیدن واژه های مهربان

دیدن زندگی درحال عبور

رویت شبی با ماه کامل

مرور یک رابطه ی دوستانه ی عمیق

و ایمان به خدا رابرایت دوست دارم.

خنده های بی حساب مانند کودکان

گوش سپردن به پرنده وقتی می خواند

و نشنیدن خداحافظی رابرایت دوست دارم.

سرودهای عاشقانه

دوش گرفتن زیر آبشار

خواندن آوازهای نو

انتظاری عاشقانه در ایستگاه قطار

و یک مهمانی پر از صدای گیتاربرایت آرزو می کنم.

یافتن خاطرات یک عشق قدیمی

داشتن شانه های صمیمی

کف زدن های شادمانه

بعد ازظهرهای آرام

نواختن گیتار برای او که دوستش داری

شرابی سفیدو یک دنیاعشق از منبرایت آرزو می کنم .

 

"برگردان:مسعود درویشی"


 http://s1.picofile.com/file/6894930580/ophujdftrh_tggh.gif  واژگان کلیدی: اشعار کارولس دروموند د آندارده،نمونه شعر کارلوس دروموند د آندراده،شاعر کارلوس دروموند د آندراده،شعرهای کارلوس دروموند د آندراده،شعری از کارلوس دروموند د آندراده،یک شعر از کارلوس دروموند د آندراده،سروده های برگردان به پارسی کارلوس دروموند د آندراده،شعرهای  ترجمه شده به فارسی کارلوس دروموند د آندراده،شاعر برزیلی،شاعر کشور برزیل،شاعر آمریکای لاتین،کارلوس دروموند دِ آندراده،كارلوس دروموند دي أندرادي،كارلوس دروموند د آندراده.

Carlos Drummond de Andrade،poemas،quotes،poems

دیدگاه ها برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی