اشعار گونار اکلوف،شاعر سوئدی

ادبستان شعر و هنر

اشعار گونار اکلوف،شاعر سوئدی

شعر نخست :

 

حیران مباش، حیران مباش

از تصویری که می‌بینی

از لب‌هایی که خود را شکل می‌دهند

از چشم‌هایی که می‌پرسند

از رنگ‌های متغیر پوست

که کم‌جان در نور خفیف سوسو می‌زنند

از گونه‌هایی که محو می‌شوند

تو فقط خودت را دیده‌ای اینک

خودت را در آینه‌ی یک مرد

 

"برگردان:محسن عمادی"


 شعر دوم :

 

چه می‌کنی با دست‌هایم؟

این را بزن،بعد هم یکی دیگر

چشمانم نگاهت می‌کنند

احساسی عجیب دارم

و جز آن چیزی به یاد نمی‌آورم از تجاوز تو

حالا که پاهایم را می‌بری به ترتیب

و می‌بینی نگاهت می‌کنند چشم‌هایم

محکم‌تر می‌زنی به آن‌چه که مانده

چشمان من اما هنوز هم زنده !

خوب !

حالا تو بگو جلاد

کیفور شده‌ای نه؟

 

"برگردان:سیما رحیمی"


واژگان کلیدی:اشعار گونار اکلوف،نمونه شعر گونار اکلوف،شاعر گونار اکلوف،شعرهای گونار اکلوف،شعری از گونار اکلوف،یک شعر از گونار اکلوف،شعرهای ترجمه شده به فارسی گونار اکلوف،سروده های برگردان به پارسی گونار اکلوف،شاعر سوئدی،شاعر کشور سوئد،شعر شاعر سوئدی،شعر سوئدی.

Gunnar Ekelof،poems،quotes

دیدگاه ها برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی