شعری از ژان کوکتو،شاعر فرانسوی

ادبستان شعر و هنر

شعری از ژان کوکتو،شاعر فرانسوی

دوست نمی‏دارم به خواب اندر شوم شباهنگام

که چهره‏ ى تو بر شانه‏ ى من است

که در اندیشه‏ ى آن مرگم من که، بارى، خواهد آمد

تا به خوابى جاودانه‏ مان فرو برد.

من بخواهم مُرد،تو بخواهى زیست

و این است آن‏چه خوابم از دیده می‏برد .

این خود آیا هراسى دیگر است؟

روزى که دیگر زیر گوش ِ خویش بنشنوم

نفس تو را و قلب تو را .

شگفتا!

این پرنده‏ ى پُر آزرم که چنین بیخیال برخود خمیده

آشیانه تهى خواهد نهاد

آشیانى که در آن، جسم ما برمی‏آساید:

جسمى یگانه، با دو جفت پا و دو سر.

خرّمى عظیمى از این دست که سپیده‏ دمان به پایان مى‏رسد

ادامه میتوانست یافت

تا فرشته‏ اى که وظیفه‏ دارِ بازگشودنِ راه من است

از سنگینى ِ بارِ سرنوشتم بتواند کاست

سبکبالم !

من سبکبالم زیر بار این سرِ پُربارکه به جسم من ماننده است

و به رغم آواز خروس، در پناه من

کور و لال و ناشنوا به جاى میماند.

این سر ِ جداشده‏ اى که به دنیاهاى دیگر سفر کرده است

بدان جایها که قوانینى دیگر حکومت میکند

غوطه‏ ورِ خواب ِ ریشه‏ هاى پُر از عمق

دور از من، در بر من !

آه ! چه مشتاقم

همچنان که چهره‏ ى تو رابا دهان خواب آلودت بر شانه ‏ى خویش دارم

تنفس گلوگاه جان‏بخشت را تا آستانه‏ ى مرگاز پستان‏هایت بشنوم !

 

"برگردان:احمد شاملو"


واژگان کلیدی:اشعار ژان کوکتو،نمونه شعر ژان کوکتو،شاعر ژان کوکتو،شعرهای ژان کوکتو،شعری از ژان کوکتو،یک شعر از ژان کوکتو،شعرهای ترجمه شده به فارسی ژان کوکتو،سروده های برگردان به پارسی ژان کوکتو،ژان كوكتو،شاعر فرانسوی،شعر شاعر فرانسوی،شاعر کشور فرانسه.

Jean Cocteau،poems،quotes

دیدگاه ها برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی