اشعار بروژ آکره ای،شاعر کرد عراقی

ادبستان شعر و هنر

اشعار بروژ آکره ای،شاعر کرد عراقی

شعر نخست:

 

بامداد است و چمدانت را بسته ای

نه! نمیخواهم در بقچه ی دلت پنهانم کنی

می دانم

حالا سالهاست دلت را هم تفتیش می کنند

مرا سرمه کن و بر چشمت بکش

تا سیر ببینمت،تا سیر ببینیم

شاید

تنهایم که گذاشتی

انگار مادرم در دلم رخت می شست

از دستهایش نمی گویم

دستهای کبود و لرزان که گفتن ندارد

تو رفتی برای همیشه

همیشه به سوی همیشه می روی

این بار اما

همیشه رفت درهرگز آب شد

تا در ابتدای سطر دیگر برنمی گردم بلغزد

مثل...نمیدانم

شاید مثل من

که در این بالکن سیگار می کشم

و این سطرها را می نویسم

 


 شعر دوم:

 

ممکن است چند روز دیگر

جیب هایم پر شود از برف.

ممکن است چند روز دیگر

نامه های گرسنه برسند

و شرم سیگاری برایم بگیرند.

ممکن است ناگهان چایی ام سرد شود.

ممکن است زیر سیگاری در بالکن بگذارم

و پر شود از مه

سینه ام از دل

دلم از صدا

صدایم از گریه

ممکن است ... .

 


شعر سوم:

 

پنهان نمی كنم

پيش از اين

درخت سبز رنگ را در چشمانت آب داده‌ام

والا‌ّ چه فرقی می‌كرد ؟

اين تابلو از من باشد

يا جادوگری كه لبخند زنی را دزديد !

و با كمی دموكراسی

انداخت در دهان اين مردم

كه شام آخرشان باشد !

حالا برگرد !

دوباره نگاهم كن !

رنگ های رفته ی دنيا

در چشمانت قشنگ می ‌ماند .


  واژگان کلیدی: اشعار بروژ آکره ای،نمونه شعر بروژ آکره ای،شاعر بروژ آکره ای،شعرهای بروژ آکره ای،شعری از بروژ آکره ای،یک شعر از بروژ آکره ای،شعرهای ترجمه شده به فارسی بروژ آکره ای،سروده های برگردان به پارسی بروژ آکره ای،شاعر متولد اربیل عراق،شاعر عراقی،شعر عراقی،شاعر کورد زبان عراق،شاعر کردستان عراق،شاعر کوردستان،شعر شاعر اقلیم خودمختار کردستان عراق،به روژ ئاکره یی،شاعیر هولیری. 

دیدگاه ها برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی