اشعار ادیت سودرگران

ادبستان شعر و هنر

اشعار ادیت سودرگران

شعر نخست :

 

به رویاهایت زیاد نزدیک نشو

همچو دود می مانند

شاید پراکننده شوند

خطرناکند

شاید همیشگی شوند .

آیا در چشمان رویاهایت نگریسته ای

بیمارند

چیزی در نمی یابند

خودخواهند

 تنها به خود می اندیشند .

به رویاهایت زیاد نزدیک نشو

غیر واقعی اند

 باید بروند

دیوانگی اند

می خواهند بمانند .

 


شعر دوم :

 

روح خرقه ای آسمان رنگ من

 جا ماند بر تخته سنگی مجاور دریا

و نزد تو آمدم

با چهره ی بانویی عریان

 چون بانویی بر میز تو جلوس کردم

جامی از شراب نوشیدم

و شُش هایم از بوی خوش رُزها سرشار .

دیدی چه جذاب بودم من ؟

چون رویایی در خوابت بود !

آنگاه چیزی در خاطرم نماند

کودکی ام و دیارم

دام نوازش های اسیر کننده ات تنها آگاهی ام بود

آیینه ای در برابرم گرفتی و تبسم کنان خواستی

خود را در آیینه بازبینم

آنچه دیدم کتف هایم بود

 که خاک آلود فرو می ریخت در تکه هایی چند

فریبندگی بیماری از خود دیدم

که راه نجات از آن،خود گریزی بود

آه ! در آغوش بکش مرا

تا آن حد که بی نیاز شوم از هر چیزی .

 


 شعر سوم :

 

هیچ پرنده ای

به پستوی پنهان من پناه نمی آورد

هیچ پرستویی

لبریز اشتیاق

و هیچ پرنده ی دریایی

با خبری از توفان ! 

روح سرکش من

در سایه ی سخره ها به نگاهبانی ایستاده است

گوش به زنگ پچ پچی

صدای نزدیک شدن پایی

وگریز .

خاموش است و کبودجهان من

این خجسته پِی . 

در به روی چهار باد گشوده ام

یکی زرین و رو به شرق

برای عشقی که هرگز نمی رسد

یکی به روز،یکی بر اندوه

و یکی بر مرگ همیشه باز .

 

"برگردان:مرتضی محمودی"


واژگان کلیدی:اشعار ادیت سودرگران،نمونه شعر ادیت سودرگران،شاعر ادیت سودرگران،شعرهای ادیت سودرگران،شعری از ادیت سودرگران،یک شعر از ادیت سودرگران،شعرهای ترجمه شده به فارسی ادیت سودرگران،سروده های برگردان به پارسی ادیت سودرگران،اديت سودرگران،شاعر روس،شاعر کشور روسیه،شعر روسی،شعر شاعر روسی،شاعر زن روس،شاعره زن روسیه،یک شاعر زن روسی.

Edith Södergran،Edith Sodergran،poems،quotes

دیدگاه ها برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی