شعری از ثریا کهریزی

ادبستان شعر و هنر

شعری از ثریا کهریزی

غروب صفحه ای است از گنگ

غروب صفحه ای است که مرد راه می رود 

غروب  صفحه است که عاشق می رود تا نقطه بشود

غروب نکته ای است !

غروب  صفحه ی اول کویر است،صفحه ی اول دریا

غروب  صفحه ی اصلی زندگی ماست،غروب ماست

ما غروبیم

غروب در دهان ها می چرخد ،دهان به دهان،حرف به حرف

غروب بر گرده ها می گردد،شانه به شانه،دوش به دوش

غروب  در سرزمین ها پرسه می زند،دشت به دشت،شهر به شهر

غروب  بر چرخ درد می چرخد

غروب بر مدار بشر غوز کرده

 غروب به دنیای ما دوخته آویخته

غروب  در آسمان خلاصه است،از آسمان رنگ می گیرد،به زمین رنگ می دهد

غروب به آدم ها بسته،آدم به آدم وابسته

غروب  صفحه ای خالی نیست درکنج آسمان افتاده

  دل ها با غروب خوش است

 دل ها به غروب خوش.


واژگان کلیدی:اشعار ثریا کهریزی،نمونه شعر ثریا کهریزی،شاعر ثریا کهریزی،شعرهای ثریا کهریزی،شعری از ثریا کهریزی،یک شعر از ثریا کهریزی،شعر نو ثریا کهریزی،شاعر استان کردستان،شاعر شهر کامیاران،ثريا کهريزي.

دیدگاه ها برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی