دو شعر از مهدی صادقی

ادبستان شعر و هنر

دو شعر از مهدی صادقی

شعر نخست:

بماند که بی بهانه رفتی  
و هیچ سخاوتی در کار نبود .
بماند که بی اعتنا به حقوق بشر
مرا در بند چشمانت کرده ای .
بماند که بعد از تو
حتی قناری ها هم بهانه گیر شده اند
و شمعدانی  لب به آب نمی زند
اصلا بماند که با رفتنت
ستاره ها بی ماه مانده اند
این ها همه بمانند !
می شود ببوسمت؟

همین الان؟

همین جا؟

 


شعر دوم:

 

تمام این فاصله‌ها
تمام این تنهایی‌ها
تمام  نداشتن‌هایت
ای کاش خوابی بودند
شبیه خواب دم صبح
می‌آمدی با دستان  شبیه اطلسی‌ ات
بیدارم می‌کردی
می‌گفتی: جان دلم‌!صبح شده است!
و من به بهانه‌ی رهانیدنم از خوابی سخت
در آغوش می‌کشیدمت.
اما حیف‌ !
تو نیستی
و من به واقعی ترین شکل ممکن
اسیر کابوس  نداشتنت شده ام.
تنهای تنهای تنها


http://s1.picofile.com/file/6894930580/ophujdftrh_tggh.gif  واژگان کلیدی: اشعار مهدی صادقی،نمونه شعر مهدی صادقی،شاعر مهدی صادقی،شعرهای مهدی صادقی،شعری از مهدی صادقی،یک شعر از مهدی صادقی،شعر نو مهدی صادقی،مهدي صادقي.

دیدگاه ها برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی