اشعار مرتضی آخرتی

ادبستان شعر و هنر

اشعار مرتضی آخرتی

شعر نخست :

 

دریا و چشم های تو از یک قبیله اند

تا غرق عاشقی شوم ، این ها وسیله اند

 

لبخند می زنی و جنون رقص می کند

دیوانگان  شهر  برایت  " جمیله " اند !

 

این گیسوان توست که دام بلای ماست

اين چشم های توست که پر مکر و حیله اند

 

تن پوش راه راه تو هم راه می زند

با آن دو راهزن که در آن سوی میله اند

 

با بال های سوخته و داغدارشان

پروانه ها هنوز به شمع تو پیله اند

 

بگذار هر که هست تو را عاشقی کند

از دیدگاه ما همه بی شیله پیله اند  

 


  شعر دوم :      

 

دیروز پس از مردن آدم برفی

شد آب تمام تن آدم برفی

 

امروز دوباره کودکی را دیدم

سرگرم به جان دادن آدم برفی

 

او دگمه چشـم های زیبایش را

می دوخت به پیراهن آدم برفی

 

او شال ندارد نه ولی دستش را

انداخته بر گردن آدم برفی

 

خورشید طلوع کرد کودک برداشت

آهسـته سر از دامن آدم برفی

 

هی برف به آفتاب می زد می گفت

برگرد برو دشمن آدم برفی

 


 شعر سوم :

 

گفته ای باور نداری عشق این ناچیز را

می پذیرم این دروغ مصلحت آمیز را

 

خوب می دانم تو هم در اشتیاق افتاده ای

باز کن بند حیا را ، دامن پرهیز را

 

طعم شیرین نگاهت برده است از خاطرم

تلخی انگورهای پخته ی ترشیز را

 

تازه می خواهم پس از این نوبهار من شوی

پس مخواه از من که بی تو سر کنم پاییز را

 

تیزتر کن تا ببینی دل بریدن ساده نیست

چشم هایت را همان الماس های تیز را

 

تا قیامت صبر خواهم کرد نه ! اصلا خودم

زود بر پا می کنم آن روز رستاخیز را

 

خاک پایت می شوم دیگر چه می خواهی عزیز ؟

هر چه می خواهی بکار این خاک حاصلخیز را


 http://s1.picofile.com/file/6894930580/ophujdftrh_tggh.gif  واژگان کلیدی: اشعار مرتضی آخرتی،نمونه شعر مرتضی آخرتی،شاعر مرتضی آخرتی،شعرهای مرتضی آخرتی،شعری از مرتضی آخرتی،یک شعر از مرتضی آخرتی،غزل مرتضی آخرتی،غزلیات مرتضی آخرتی،غزل های مرتضی آخرتی،غزلی از مرتضی آخرتی،مرتضي آخرتي،مرتضی اخرتی.

دیدگاه ها برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی