اشعار رضا شیبانی اصل

ادبستان شعر و هنر

اشعار رضا شیبانی اصل

شعر نخست :

 

هرکس که به یک جرعه خدا را بفروشد

تردید مکن ما و شما را بفروشد


از خوبی ما دوست اگر گفت در آغاز

می‌خواست سرانجام که ما را بفروشد


گمگشته دریاییم اما بلد ما

تنها بلد ست آب به دریا بفروشد


در شهر مسیحاکش ما خیل حواری

اکراه ندارد که چلیپا بفروشد


با شیخ بگویید که با خویش نیارد

دینی که قرار است به دنیا بفروشد


با شیخ بگویید که جز او که تواند

با نام خدا ، خون خدا را بفروشد


یک عمر نگه داشته ایمان خودش را

کامروز به شیطان مبادا بفروشد


جز یوسف مصری همگان مشتریانند

آن آبرویی را که زلیخا بفروشد


با گردنی افراشته فریاد زدم: عشق

تا عشق سرم را به چه سودا بفروشد؟


باید بخرد تلخی شمشیر به جانش

میثم نشود هر کس خرما بفروشد

 


 شعر دوم:

 

ای آسمان جمعه ! دلت بی قرار کیست؟

چشمان اشکبار تو در انتظار کیست؟

 

وقتی که آب بر جگر خاک می زنی

این خاک تشنه کام، بگو داغدار کیست؟

 

یا آب می زنی که بیاید کسی ز راه

جان مژدگانی تو ! مگر رهگذار کیست؟

 

آبی بزن به صورت این خفته ی روزگار

بیدار گردد و نگردد روزگار کیست؟

 

هر غرشی که ابر کند از خودت بپرس

کاین بانگ قوت قدم استوار کیست؟

 

افسوس ! جام عدل و سعادت نخورده ماند

ساقی ! بگو که جام می اکنون خمار کیست؟

 

هان ! ای گدای خسته و شاعر چه گفته ای؟

باری ! بگو که این غزلت شاهکار کیست؟


 واژگان کلیدی:اشعار رضا شیبانی اصل،نمونه شعر رضا شیبانی اصل،شاعر رضا شیبانی اصل،شعرهای رضا شیبانی اصل،شعری از رضا شیبانی اصل،یک شعر از رضا شیبانی اصل،غزل غزلیات غزل های غزلی از رضا شیبانی اصل،رضا شيباني اصل

دیدگاه ها برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی