close
تبلیغات در اینترنت

غزلی از علی کیانلویی

ادبستان شعر و هنر

غزلی از علی کیانلویی

آدم از دست خودش سير که شد مي ميرد

مثل پروانه کمي پير که شد مي ميرد

 

 زندگي پنجره اي رو به تماشاست،ولي

بسته و خسته و دلگير که شد مي ميرد

 

 عشق،رقصيدن ماهي ست؛که اقيانوسي ست

به دم و بازدمي دير که شد مي ميرد

 

شعر،نيلوفر آبيست،شناور در عشق

سهم يک برکه ي دلگير که شد مي ميرد

 

 گريه گاهي ملکوتي است ،غزل آلوده

بغض آلود و نفس گير که شد مي ميرد

 

مرد آن است پلنگانه بتازد تا عشق

بسته ي کُـنده و زنجير که شد مي ميرد.


http://s1.picofile.com/file/6894930580/ophujdftrh_tggh.gif واژگان کلیدی: اشعار علی کیانلویی،نمونه شعر علی کیانلویی،شاعر علی کیانلویی،شعرهای علی کیانلویی،یک شعر از علی کیانلویی،شعری از علی کیانلویی،غزل علی کیانلویی،غزلیات علی کیانلویی،غزل های علی کیانلویی،شاعر ایلامی،شاعر دهلرانی.

دیدگاه ها برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی