دو غزل از ناصر همتی

ادبستان شعر و هنر

دو غزل از ناصر همتی

شعر نخست :

 

دلم  به پنجره باز اعتماد نداشت

به اصل آبی پرواز اعتماد نداشت

 

هزار بار شکست و دوباره عاشق شد

ولی هنوز به اعجاز اعتماد نداشت

 

تمام عُمر به پایان عشق اندیشید

اگرچه هیچ به آغاز اعتماد نداشت

 

تمام دار و ندارش ترانه بود و سرود

ولی به طبع غزلسازاعتماد نداشت

 

تمام عمردرون قفس ،نفس می زد

پرنده ای که به پرواز اعتماد نداشت

 


شعر دوم :

 

روزی که پشت طاقتم از غم دوتا شود

 شاید  گلو ز بغض قدیمی رها شود

 

هر روزنی که آینه‌ ای داشت،کور شد

تا کی دری به خانه خورشید وا شود

 

 ضحاک‌ وش به چنبر مارم ،خدا کند

این افعی تَفرعُن و عصیان، عصا» شود

 

تقصیر تیشه نیست که در بیستون عشق

یک جمله هم نشد که حکایت ز ما شود

 

از پشت سر به دستِ چپم نامه می ‌دهند

روزی که رستخیز مقرر به پا شود

 

تاب عتاب نیست همان به که اینچنین

با من به روز آینه و آه تا شود


واژگان کلیدی:اشعار ناصر همتی،نمونه شعر ناصر همتی،شاعر ناصر همتی،شعرهای ناصر همتی،شعری از ناصر همتی،یک شعر از ناصر همتی،غزل غزلیات غزل های غزلی از ناصر همتی،ناصر همتي،شاعر شهرستان آبدانان،شاعر استان ایلام،شعر شاعر آبدانانی،دکتر ناصر همتی.

دیدگاه ها برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی