loading...
سرویس سایت سایت رزبلاگ بزرگترین سرویس ارائه خدمات سایت نویسی حرفه ای در ایران

ادبستان شعر و هنر

تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه افتاد.او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد و اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذارند، اما کسی نمی آمد.سرانجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای بسازد تا خود را از عوامل زیان بار محافظت کند…

داستان کوتاه تنها بازمانده

تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه افتاد.
او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد و اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذارند، اما کسی نمی آمد.
سرانجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای بسازد تا خود را از عوامل زیان بار محافظت کند و داراییهای اندکش را در آن نگه دارد.
اما روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود، به هنگام برگشتن دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود. متاسفانه بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه چیز از دست رفته بود.
از شدت خشم و اندوه درجا خشک اش زد.

فریاد زد: خدایا چطور راضی شدی با من چنین کاری کنی؟ 
صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید. کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد.
مرد خسته، از نجات دهندگانش پرسید : شما از کجا فهمیدید که من اینجا هستم؟ 
آنها جواب دادند: ما متوجه علائمی که با دود می دادی شدیم.
وقتی که اوضاع خراب می شود، ناامید شدن آسان است. ولی ما نباید دلمان را ببازیم .

چون حتی در میان درد و رنج دست خدا در کار زندگی مان است.
پس به یاد داشته باش، در زندگی اگر کلبه ات سوخت و خاکستر شد، ممکن است دودهای برخاسته از آن علائمی باشد که عظمت و بزرگی خداوند را به کمک می خواند .


http://s1.picofile.com/file/6894930580/ophujdftrh_tggh.gif  واژگان کلیدی: داستانی کوتاه درباره ی امیدواری،داستانک با موضوع امید داشتن،قصه ای پیرامون قسمت و تقدیر،یک داستان درباره ی مرد تنها،داستانی جالب و زیبا.

درباره : داستان کوتاه پندآموز ,
بازدید : 85 تاریخ : زمان : نویسنده : کیارش پیرانی نظرات ()
مطالب مرتبط
  • داستان کوتاه ماهی گیر و تاجر داستان کوتاه ماهی گیر و تاجر
  • داستان کوتاه کوهنورد داستان کوتاه کوهنورد
  • داستان کوتاه گاو داستان کوتاه گاو
  • داستان کوتاه قورباغه ها داستان کوتاه قورباغه ها
  • داستان مرگ اسکندر مقدونی داستان مرگ اسکندر مقدونی
  • داستان کوتاه دو پهلوان داستان کوتاه دو پهلوان
  • داستان کوتاه دختر و شاهزاده داستان کوتاه دختر و شاهزاده
  • داستان کوتاه نتیجه ی محبت داستان کوتاه نتیجه ی محبت
  • داستان کوتاه کمک داستان کوتاه کمک
  • داستان قدر دارایی هایتان را بدانید،نوشته ی دیل کارنگی-Dale Carnegie داستان قدر دارایی هایتان را بدانید،نوشته ی دیل کارنگی-Dale Carnegie
  • داستان کوتاه پسر کارگر داستان کوتاه پسر کارگر
  • داستان کوتاه خریدن روزنامه داستان کوتاه خریدن روزنامه
  • داستان کوتاه سناتور پال تسانگس داستان کوتاه سناتور پال تسانگس
  • داستان کوتاه الماس داستان کوتاه الماس
  • داستان کوتاه دانش آموز متقلب داستان کوتاه دانش آموز متقلب
  • داستان کوتاه تله موش داستان کوتاه تله موش
  • داستان کوتاه ایمیل داستان کوتاه ایمیل
  • داستان کوتاه لیوان بزرگ داستان کوتاه لیوان بزرگ
  • داستان کوتاه کودک یک دست داستان کوتاه کودک یک دست
  • داستان کوتاه فکر پدر داستان کوتاه فکر پدر
  • داستان کوتاه آینه داستان کوتاه آینه
  • داستان کوتاه بچه شرور داستان کوتاه بچه شرور
  • داستان کوتاه تدبیر پدر داستان کوتاه تدبیر پدر
  • داستان کوتاه عشق،ثروت و موفقیت داستان کوتاه عشق،ثروت و موفقیت
  • ارسال نظر برای این مطلب

    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتی
    تبلیغات
    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

    آمار سایت
  • کل مطالب : 1621
  • کل نظرات : 360
  • افراد آنلاین : 16
  • تعداد اعضا : 5
  • آی پی امروز : 0
  • آی پی دیروز : 0
  • بازدید امروز : 890
  • باردید دیروز : 4,136
  • گوگل امروز : 389
  • گوگل دیروز : 1966
  • بازدید هفته : 890
  • بازدید ماه : 5,026
  • بازدید سال : 5,026
  • بازدید کلی : 2,327,339
  • مطالب