شعری از مصطفی جوادی مقدم

ادبستان شعر و هنر

شعری از مصطفی جوادی مقدم

سفر کرده ام تا بجویم سرت را

و شاید در این خاک ها پیکرت را

 

من اینجایم ای آشنای برادر

همان جا که دادی به من دفترت را

 

همان جا که با اشک و اندوه خواندی

برایم غزلواره ی آخرت را

 

کجایی که چندی است نشنیده ام من

دعاهای پرسوز و دردآورت را

 

همین تپه را باید آیا بکاوم

که پیدا کنم نیمه ی دیگرم را

 

تفنگت،پلاکت همین جاست اما

ندیدیم تسبیح و انگشترت را

 

تو را زنده زنده مگر دفن کردند

که بستند دستان و پا و سرت را

 

پس از این من ای کاش هرگز نبینم

نگاه به در مانده ی مادرت را


 http://s1.picofile.com/file/6894930580/ophujdftrh_tggh.gif  واژگان کلیدی: اشعار مصطفی جوادی مقدم،نمونه شعر مصطفی جوادی مقدم،شاعر مصطفی جوادی مقدم،شعرهای مصطفی جوادی مقدم،شعری از مصطفی جوادی مقدم،یک شعر از مصطفی جوادی مقدم،غزل مصطفی جوادی مقدم،غزلیات مصطفی جوادی مقدم،غزل های مصطفی جوادی مقدم،غزلی از مصطفی جوادی مقدم،شاعر کاشانی،شعر شاعر کاشان،شعر با موضوع دفاع مقدس،شعر درباره جنگ تحمیلی و جبهه و شهادت.

دیدگاه ها برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی