سخنان زیگموند فروید- Sigismund Schlomo Freud

ادبستان شعر و هنر

سخنان زیگموند فروید- Sigismund Schlomo Freud

موفقیت هیچ گاه حتمی نیست، بلكه به جمع شدن عوامل فراوان بستگی دارد و از همه بیشتر وابسته به سرشت روانی است كه كاركردش را با جهان بیرون هماهنگ سازد و از آن برای لذت جویی بهره گیرد.

*****

 دانش باید توهم های متافیزیكی، پیشداوری ها و خرافه ها را پشت سر بگذارد، اما مفهوم عقلانیت -یعنی حقیقت، آزادی و عدالت-را به عنوان سنت از نسلی به نسلی منتقل كند.

*****

نظم، نوعی اجبار در تكرار است كه وقتی برقرار شد، مشخص می كند كه یك كار، كی، كجا و چگونه انجام شود و با این روش، آدمی را از درنگ و تردید در تكرار موارد مشابه به دور می دارد.

*****

 "تمدن" به مجموعه ی دستاوردها و نهادهایی گفته می شود كه زندگی ما را از زندگی حیوانی پیشینیان دور می كند و دو هدف دارد: یكی نگاهبانی از انسان در برابر طبیعت و دیگری تنظیم روابط بین انسانها.

*****
از انسان متمدن می خواهیم كه هر جا در طبیعت با زیبایی روبرو می شود، به آن احترام بگذارد و تا آنجا كه دستانش توانایی كار داشته باشند، آن را در آفرینش اشیاء به كار گیرد.

*****

عواطف و هیجانها مجموعه ای گسترده از دریافت های حسی ما می باشد كه در شرایطی خاص، آن را تجربه می كنیم و در فرایند رفتاری ما تاثیر بسزایی دارند.

*****

تسلط بر طبیعت تنها شرط نیك بختی انسان نیست، چنان كه تنها هدف كوشش های تمدن هم نیست، اما نمی توان بی ارزش بودن پیشرفت های تمدن را از آن نتیجه گرفت.

*****
همان گونه كه یك تاجر هوشیار از به كار انداختن سرمایه اش در یك جا پرهیز می كند، مصلحت زندگی حكم می كند كه آدمی چشم داشت همه ی رضایت خویش را از یك گرایش نداشته باشد

*****
به جاست از سر حسرت آه بكشیم كه برخی با استعدادشان می توانند ژرفترین ادراك ها را از احساس های خویش بیرون آورند، حال آنكه افرادی مانند ما با تردید رنج آور و تلاش های مداوم می تواند به آن راه پیدا كند.

*****
آدمی به كار كمتر گرایش دارد تا به امكانات دیگر خشنود شدن. بیشتر انسانها به اجبار كار می كنند و این فرار طبیعی از كار موجب پیچیده ترین دشواری های اجتماعی می شود.

*****

 پس از بیراهه های دراز از طریق علوم پزشكی و روان درمانی، دلبستگی من به مسائل فرهنگی بازگشت كه در زمان نوجوانیم - كه تفكر در من هنوز چنان بیدار نشده بود - مرا به سوی خود می كشاند.

*****

پرسشی كه هرگز بدان پاسخ داده نشده است و خود من نیز با وجود سی سال پژوهش و مطالعه برای آن پاسخی نیافته ام این است كه "خواسته ی زنان چیست؟".

*****

هیچ گاه در برابر رنج، بی شرم تر از زمانی كه عشق می ورزیم و هیچ گاه ناكام تر از زمانی كه ابژه ی عشق را از دست می دهیم نیستیم.

*****

لطیفه ها در حقیقت به این دلیل ساخته می شوند كه مایه ی شادی دیگران گردند و چیزی را كه پیش تر پنهان بود- یا ابراز نگردیده- بیرون بیاورند.

*****

بیشتر مردم علاقه چندانی به آزادی ندارند، چون آزادی مستلزم و در بر گیرنده ی مسئولیت است و بیشتر مردم از مسئولیت واهمه دارند.

*****

خانه، بدلی برای بطن مادر؛ مسكنی كه زمانی برای انسان امن ترین و آسایش بخش ترین مكان بوده است و برای همیشه آرزوی آن را دارد.

*****

فایده ی زیبایی روشن نیست. ضرورت فرهنگی آن را نمی توان به آشكارا درك كرد. با وجود این، تمدن نمی تواند از آن چشم پوشی كند.

*****

زیبایی كه حاضر نیستیم آن را از خواسته های تمدن حذف كنیم، نمونه ای است برای نشان دادن اینكه هدف تمدن، تنها سود بردن نیست.

*****

ما به طنز نیازمندیم، زیرا هرچه بزرگتر می شویم این آمادگی را پیدا می كنیم كه افرادی ترشروی و غمگین شویم، اما بچه ها به راحتی می خندند.

*****

زندگی جمعی انسان تنها زمانی امكان پذیر می شود كه افراد زیادی گرد هم آیند كه از یكایك افراد جمع، نیرومندتر و در برابر فرد، یكپارچه باشند.

*****

هر كس كه از هنر تاثیر پذیرفته باشد می داند كه ارزش هنر به مثابه ی سرچشمه ی لذت و تسلی خاطر در زندگانی حدی ندارد.

*****

 فایده ی نظم، انكار ناشدنی است، زیرا بهترین امكان بهره گیری از مكان و زمان را به انسان می دهد و در ضمن، نیروهای روانی او را پاس می دارد.

*****

انسانها اكنون در چیرگی بر طبیعت تا جایی پیش رفته اند كه می توانند به كمك آن، یكدیگر را تا آخرین نفر نابود كنند.

*****

عدالت از لوازم تمدن است، یعنی این ضمانت كه نظام حقوقی استقرار یافته، از این پس به سود فرد شكسته نشود.

*****

ترس استثمارگران از قیام سركوب شدگان، آنها را به سمت اقدام های دوراندیشانه ی شدید سوق می دهد.

*****

 اگر نمی توانیم همه ی رنجها را از بین ببریم، می توانیم برخی از آنها را از بین برده و برخی دیگر را آرامش بخشیم.

*****

مخالفت، به ناچار، دشمنی نیست، بلكه به عنوان بهانه ای برای دشمنی مورد سوء استفاده قرار می گیرد.

*****

زمانی دراز نگرانیم كه چگونه زنده بمانیم، سپس خود را دل مشغول چگونه نمردن می كنیم؛ این است تمایز هوشمندانه.

*****
آدم اكراه دارد كه بگوید نیت «شاد بودن انسان» در برنامه «آفرینش» جایی نداشته است.

*****

قاعده ای وجود ندارد كه به كار همه بخورد؛ هر كس باید خود راهی بیابد كه او را نجات دهد.

*****

 كسی كه اهل عمل باشد، از جهان بیرون، كه نیروی خود را با آن می آزماید، دست نمی كشد.

*****

لذت بردن از زیبایی، ماهیت احساسی خاص، ملایم و سرمست كننده ای دارد.

*****

 نهفته ترین اسرار ذهن چیزی است كه می توان آن را به هشیاری در آورد.

*****

اگر كسی را دوست دارم باید به گونه ای، شایسته ی آن باشد.

*****

ناخودآگاه هریك از ما به نامیرایی خود یقین دارد.

*****

دگرگونی روح، روندی تكاملی است.

*****

همه ی انسانها ارزش دوست داشتن ندارند.


 http://s1.picofile.com/file/6894930580/ophujdftrh_tggh.gif واژگان کلیدی: سخنان زیگموند فروید،سخنان آموزنده ی زیگموند فروید،سخن های حکیمانه ی زیگموند فروید،جملات قصار زیگموند فروید،جمله های پندآموز زیگموند فروید،گفتارهای ارزنده ی زیگموند فروید،عصب شناس اتریشی،عصب شناس کشور اتریش،سخنان تاثیرگذار زیگموند فروید،سخنی فلسفی از زیگموند فروید،

Sigismund Schlomo Freud quotes

دیدگاه ها برای این مطلب

نوشته شده توسط : anderanik
تاریخ : 1395/10/9


نظر :
خیلی ممنون از اطلاعات مفید سایتتون
موفق باشید
پاسخ :

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی