loading...
سرویس سایت سایت رزبلاگ بزرگترین سرویس ارائه خدمات سایت نویسی حرفه ای در ایران

ادبستان شعر و هنر

روزی دو دوست در بیابانی راه می رفتند . ناگهان بر سر موضوعی اختلاف پیدا کردند و کار به مشاجره کشید .یکی از آنها از سر خشم سیلی محکمی توی گوش دیگری زد . دوست سیلی خورده هم خون سرد روی شن های بیابان نوشت : امروز بهترین دوستم بر چهره ام سیلی زد . آن دو کنار یکدیگر به راه رفتن ادامه دادند…

داستان کوتاه دو دوست

روزی دو دوست در بیابانی راه می رفتند . ناگهان بر سر موضوعی اختلاف پیدا کردند و کار به مشاجره کشید .یکی از آنها از سر خشم سیلی محکمی توی گوش دیگری زد .

دوست سیلی خورده هم خون سرد روی شن های بیابان نوشت : امروز بهترین دوستم بر چهره ام سیلی زد . آن دو کنار یکدیگر به راه رفتن ادامه دادند تا به یک آبادی رسیدند. تصمیم گرفتند قدری آنجا بمانند و استراحت کنند. ناگهان پای شخصی که سیلی خورده بود لغزید و داخل برکه افتاد و چون شنا بلد نبود نزدیک بود غرق شود اما دوستش به کمک او شتافت و نجاتش داد . فرد نجات یافته به سختی و روی صخره سنگی نوشت: امروز بهترین دوستم جان مرا نجات داد . دوستش با تعجب پرسید : آن روز تو سیلی مرا روی شن های بیابان نوشتی اما امروز به سختی روی تخته سنگ نجات دادنت را حکاکی کردی ؟

آن یکی هم لبخندی زد و گفت: وقتی کسی ما را آزار می دهد باید روی شن های صحرا بنویسیم تا بادهای بخشش آن را پاک کنند ولی وقتی کسی محبتی به ما می کنند باید آن را روی سنگ بنویسیم تا هیچ بادی نتواند آن را از یاد ما ببرد.


http://s1.picofile.com/file/6894930580/ophujdftrh_tggh.gif  واژگان کلیدی: داستانی درباره ی دوستی و رفاقت،داستان کوتاه در موضوع مهربان بودن با دوستان و رفقا،قصه ای درباره ی مهربان و خوش رفتاری با دوستان و دوست ها،داستانی زیبا درباره ی مهربانی و خوبی.

درباره : داستان کوتاه عاطفی،احساسی و عاشقانه ,
بازدید : 240 تاریخ : زمان : نویسنده : کیارش پیرانی نظرات ()
مطالب مرتبط
  • داستان کوتاه آلزایمر داستان کوتاه آلزایمر
  • داستان کوتاه دوست داشتن مادر داستان کوتاه دوست داشتن مادر
  • داستان کوتاه خدا و گنجشک داستان کوتاه خدا و گنجشک
  • داستان کوتاه ملاقات با خدا داستان کوتاه ملاقات با خدا
  • داستان کوتاه جعبه ی طلایی عشق داستان کوتاه جعبه ی طلایی عشق
  • داستان کوتاه دخترک و پیرمرد داستان کوتاه دخترک و پیرمرد
  • داستان کوتاه بهترین راه ابراز علاقه داستان کوتاه بهترین راه ابراز علاقه
  • داستان کوتاه عشق مرد و زن داستان کوتاه عشق مرد و زن
  • داستان کوتاه مادر داستان کوتاه مادر
  • داستان کوتاه مهر مادر داستان کوتاه مهر مادر
  • داستانی که چارلی چاپلین از کودکی خود بازگو می کند داستانی که چارلی چاپلین از کودکی خود بازگو می کند
  • داستان کوتاه پسر و دختر معلم داستان کوتاه پسر و دختر معلم
  • داستان کوتاه امید داستان کوتاه امید
  • داستان کوتاه پدر مهربان داستان کوتاه پدر مهربان
  • داستان کوتاه عشق و دیوانگی داستان کوتاه عشق و دیوانگی
  • داستان کوتاه صدف داستان کوتاه صدف
  • داستان کوتاه عشق داستان کوتاه عشق
  • داستان کوتاه ازدواج داستان کوتاه ازدواج
  • ارسال نظر برای این مطلب

    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتی
    تبلیغات
    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

    آمار سایت
  • کل مطالب : 1621
  • کل نظرات : 360
  • افراد آنلاین : 12
  • تعداد اعضا : 5
  • آی پی امروز : 0
  • آی پی دیروز : 0
  • بازدید امروز : 858
  • باردید دیروز : 4,136
  • گوگل امروز : 385
  • گوگل دیروز : 1966
  • بازدید هفته : 858
  • بازدید ماه : 4,994
  • بازدید سال : 4,994
  • بازدید کلی : 2,327,307
  • مطالب