loading...
سرویس سایت سایت رزبلاگ بزرگترین سرویس ارائه خدمات سایت نویسی حرفه ای در ایران

ادبستان شعر و هنر

دوست دیرینه اش در وسط میدان جنگ افتاده ، می توانست بیزاری و نفرتی که از جنگ تمام وجودش را فرا گرفته ، حس کند.سنگر آنها توسط نیروهای دشمن،محاصره شده بود. سرباز به ستوان گفت که:آیا امکان دارد بتواند برود و خودش را به منطقه مابین سنگرهای خود دشمن برساند و دوستش را که آنجا افتاده بود…

داستان کوتاه سرباز زخمی

دوست دیرینه اش در وسط میدان جنگ افتاده ، می توانست بیزاری و نفرتی که از جنگ تمام وجودش را فرا گرفته ، حس کند.سنگر آنها توسط نیروهای دشمن،محاصره شده بود.

سرباز به ستوان گفت که:آیا امکان دارد بتواند برود و خودش را به منطقه مابین سنگرهای خود دشمن برساند و دوستش را که آنجا افتاده بود بیاورد؟ ستوان جواب داد: می توانی بروی اما من فکر نمی کنم که ارزشش را داشته باشد، دوست تو احتمالا مرده و تو فقط زندگی خودت را به خطر می اندازی!

حرف های ستوان را شنید ، اما سرباز تصمیم گرفت برود به طرز معجزه آسایی خودش را به دوستش رساند، او را روی شانه های خود گذاشت و به سنگر خودشان برگرداند ترکش هایی هم به چند جای بدنش اصابت کرد.

وقتی که دو مرد با هم بر روی زمین سنگر افتادند، فرمانده سرباز زخمی را نگاه کرد و گفت: من گفته بودم ارزشش را ندارد، دوست تو مرده و روح و جسم تو مجروح و زخمی است.

سرباز گفت: ولی ارزشش را داشت.ستوان پرسید منظورت چیست؟ او که مرده، سرباز پاسخ داد: بله قربان! اما این کار ارزشش را داشت ، زیرا وقتی من به او رسیدم او هنوز زنده بود و به من گفت: می دانستم که می آیی....

می دانی ؟! همیشه نتیجه مهم نیست . کاری که تو از سر عشق وظیفه انجام می دهی مهم است. مهم آن کسی است یا آن چیزی است که تو باید به خاطرش کاری انجام دهی. پیروزی یعنی همین.


http://s1.picofile.com/file/6894930580/ophujdftrh_tggh.gif  واژگان کلیدی: داستانی درباره ی سرباز زخمی در میدان جنگ،داستانک درباره ی نتیجه ی کار،قصه ای درباره ی انجام کار و به پایان رساندن آن،داستان زیبا و جذاب،داستان دوستانه و صمیمانه،داستان درباره ی توجه به رفاقت و دوستی.

درباره : داستان کوتاه پندآموز , داستانهای جالب و زیبا ,
بازدید : 51 تاریخ : زمان : نویسنده : کیارش پیرانی نظرات ()
مطالب مرتبط
  • داستان کوتاه ماهی گیر و تاجر داستان کوتاه ماهی گیر و تاجر
  • داستان کوتاه کوهنورد داستان کوتاه کوهنورد
  • داستان کوتاه گاو داستان کوتاه گاو
  • داستان کوتاه قورباغه ها داستان کوتاه قورباغه ها
  • داستان مرگ اسکندر مقدونی داستان مرگ اسکندر مقدونی
  • داستان کوتاه دو پهلوان داستان کوتاه دو پهلوان
  • داستان کوتاه دختر و شاهزاده داستان کوتاه دختر و شاهزاده
  • داستان کوتاه تنها بازمانده داستان کوتاه تنها بازمانده
  • داستان کوتاه نتیجه ی محبت داستان کوتاه نتیجه ی محبت
  • داستان کوتاه کمک داستان کوتاه کمک
  • داستان قدر دارایی هایتان را بدانید،نوشته ی دیل کارنگی-Dale Carnegie داستان قدر دارایی هایتان را بدانید،نوشته ی دیل کارنگی-Dale Carnegie
  • داستان کوتاه پسر کارگر داستان کوتاه پسر کارگر
  • داستان کوتاه خریدن روزنامه داستان کوتاه خریدن روزنامه
  • داستان کوتاه سناتور پال تسانگس داستان کوتاه سناتور پال تسانگس
  • داستان کوتاه الماس داستان کوتاه الماس
  • داستان کوتاه دانش آموز متقلب داستان کوتاه دانش آموز متقلب
  • داستان کوتاه تله موش داستان کوتاه تله موش
  • داستان کوتاه ایمیل داستان کوتاه ایمیل
  • داستان کوتاه لیوان بزرگ داستان کوتاه لیوان بزرگ
  • داستان کوتاه کودک یک دست داستان کوتاه کودک یک دست
  • داستان کوتاه فکر پدر داستان کوتاه فکر پدر
  • داستان کوتاه آینه داستان کوتاه آینه
  • داستان کوتاه بچه شرور داستان کوتاه بچه شرور
  • داستان کوتاه تدبیر پدر داستان کوتاه تدبیر پدر
  • ارسال نظر برای این مطلب

    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتی
    تبلیغات
    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

    آمار سایت
  • کل مطالب : 1621
  • کل نظرات : 360
  • افراد آنلاین : 14
  • تعداد اعضا : 5
  • آی پی امروز : 0
  • آی پی دیروز : 0
  • بازدید امروز : 876
  • باردید دیروز : 4,136
  • گوگل امروز : 389
  • گوگل دیروز : 1966
  • بازدید هفته : 876
  • بازدید ماه : 5,012
  • بازدید سال : 5,012
  • بازدید کلی : 2,327,325
  • مطالب