چند شعر دینی از رضا اسماعیلی

ادبستان شعر و هنر

چند شعر دینی از رضا اسماعیلی

شعر نخست:

در وفات حضرت زینب کبری(س)

 

اینک دوباره کرب و بلا ، زینب است این

توفان نگار خون خدا ، زینب است این

 

استاده بر چکاد حماسه ، چکاد زخم

قامت کشیده تا به خدا ، زینب است این

 

می آید از اسارت شب ، سربلند و سبز

بانوی نور و آینه ها ، زینب است این

 

سازش نمی کند به خدا ، با سکوت شب

فریاد زخم خورده ی لا ، زینب است این

 

بانوی صبر ، خواهر غم ، مادر امید

آیینه دار خوف و رجا ، زینب است این

 

صَبرأ عَلی بَلائِک و یا رَبُّکَ العَظیم

گلبو لبش ز یاس دعا ، زینب است این

 

چشمش ندیده منظره ای غیر نقش دوست

در قاب سرخ کرب و بلا ، زینب است این

 

من عاجزم ز وصف کرامات نور او

نورست و نور ، صَلَّ عَلی … زینب است این


 

شعر دوم:

به مناسبت شهادت امام هادی(ع)

 

می‌ خواهم امشب بگویم، شعری برای نگاهت

یك سوره رحمت بخوانم ، از مُصحف روی ماهت

 

می ‌خواهم امشب بگردم، دور كرامات چشمت

احرام عرفان ببندم ، با زائران نگاهت

 

می ‌خواهم امشب خدا را، در عرش چشمت ببینم

ای كهكشان هدایت ! در پرتو مهر و ماهت

 

پشت دلم را شکسته ، تشریف داغ غیورت

چشم یتیمم نشسته ، در كوچه ی غم به راهت

 

ای عصمت سبز و روشن ! تزویر شب پرپرت كرد

آیینه‌ها را سرودی، این است تنها گناهت

 

لرزید اركان هستی ، وقت نزول غم تو

ترسم بگیرد جهان را ، یك روز طوفان آهت

 

ای هادی نسل آدم ، ای وارث اسم اعظم !

منظور هستی تو هستی ، آیات قرآن گواهت

 

«هل من...» بگو تا به عشقت ، لبیك غیرت بگویم

مولای من ! كو حسینت ؟ كو كربلا و سپاهت ؟

 

من عاشقی بی ‌پناهم ، شبگرد گم كرده راهم

مِهر دَهُم، هادی عشق ! كو آفتاب پناهت ؟

 

با لهجه ی شرقی غم، امشب تو را گریه كردم

مولای من ! این « غزل ـ غم » تقدیم داغ نگاهت

 


 

شعر سوم:

در تبریک،شادباش و تهنیت میلاد امام علی(ع)

 

ای علی، ای ارتفاعت تا خدا

بی نهایت ، بی کران ، بی‌انتها



ای علی،ای همسر بانوی آب

جلوه ی حق ، اسم اعظم ، نور ناب



ای علی،ای خوب ، ای تنهاترین

ای ملائک با نگاهت همنشین



ای علی،ای آفتاب حق سرشت

ای قسیم روشنی‌های بهشت



ای فراتر از تصور ، از خیال

بحر عرفان ، آفتاب بی‌ زوال



ای تو خورشید نهان در زیر ابر

کوه علم و کوه حلم و کوه صبر



چون تو مردی نیست در این روزگار

هیچ تیغی نیز ، همچون ذوالفقار



جان ما را کن ز عشقت منجلی

ای فدایت جان عالم ، یا علی


 

شعر چهارم:

در میلاد حضرت امام محمد تقی(ع)

 

روز میلاد گل است و باغ شاد

عاشقان ! میلاد گل تبریک باد

 

خنده زد مهر نهم در آسمان

صبح صادق را به هستی مژده داد

 

کیست او ؟ ماه مدینه ، مهر عشق

آسمان جود ، رحمت را چکاد

 

کیست او ؟ پایان فصل تشنگی

روح باران ، عصمتی دریا نژاد

 

کیست او ؟ پیغمبر صبح ظهور

خصم شب ، بنیانگذار عدل و داد

 

کیست او ؟ سرفصل وحدت ، همدلی

قاری توحید، روح اتحاد

 

فصل وصل آمد ، بشارت عاشقان !

« عشق ، شوری در نهاد ما نهاد »

 

بوی عود و عید می آید ، بخند

خنده زد بر عالم هستی « جواد »

 

تا چو گل از این بشارت بشکفی

این « غزل - لبخند » ، تقدیم تو باد


سه رباعی عاشورایی:

 

ای مرثیه خوان! زبان عاشورا باش

هم قبله‌ی کاروان عاشورا باش

با لهجه‌ی سرخ عشق، همچون زینب

بر خیز و حماسه خوان عاشورا باش

 

*****

 

ای مرثیه خوان! روح تو نورانی نیست

آیینه در این روضه که می‌خوانی نیست

بر روی حماسه می‌زنی سیلی تو

با دست خرافه، این مسلمانی نیست!

 

*****

 

ای مرثیه خوان! نگاه تو زیبا نیست

چون روح تو، از تبار عاشورا نیست

گفتی سبب قیام دریا، آب است!

این روضه، شناسنامه دریا نیست


http://s1.picofile.com/file/6894930580/ophujdftrh_tggh.gif  واژگان کلیدی: اشعار رضا اسماعیلی،شاعر رضا اسماعیلی،نمونه شعر رضا اسماعیلی،شعرهای رضا اسماعیلی،شعری از رضا اسماعیلی،یک شعر از رضا اسماعیلی،شعر سنتی رضا اسماعیلی،اشعار دینی و مذهبی رضا اسماعیلی،غزل رضا اسماعیلی،غزلیات رضا اسماعیلی،غزل های رضا اسماعیلی،غزلی از رضا اسماعیلی،اشعاری در مدح ائمه اطهار علیهم السلام،شعری برای تولد امامان معصوم ع.

دیدگاه ها برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی