شعری مذهبی از حسن بیاتانی

ادبستان شعر و هنر

شعری مذهبی از حسن بیاتانی

دلم ، شاید یکی از کفتراتون

حسابی خو گرفته با هواتون


شبا وقتی که می بندن درارو

دلم می مونه تو صحن و سراتون


یه عمره عاشقونه هر شب و روز

توی شادی و غم کردم صداتون


صُبا گفتم : سلام ، خورشید بانو

شبا گفتم : سلام ، مهتاب خاتون


ببخش از اینکه گفتم عاشقونه

نه خانم ، ما کجا و عاشقاتون ؟


سر راه حرم گاهی اگر چه

دوتا شاخه غزل چیدم براتون


همه ش تقصیر خوبیتونه خانم

که کرده ما بَدارم مبتلاتون


همیشه درد دل کردیم و رفتیم

نشد با ما بگید از ماجراتون


اگر چه ؛ تو دلا می پیچه گاهی

مناجات رضا جانم رضا تون


وَ یا بین صدای ندبه خونا

صدای ناله ی آقا بیاتون


یه عمره سائلم اما یه بارم

شما چیزی بخواین از این گداتون


مگه تا کی قراره زنده باشم

بیام تا کی بگم جونم فداتون ؟


چی می شه زیر پاهاتون بشم خاک

منی که عمریه پایین پاتون


http://s1.picofile.com/file/6894930580/ophujdftrh_tggh.gif  واژگان کلیدی: اشعار حسن بیاتانی،نمونه شعر حسن بیاتانی،شاعر حسن بیاتانی،شعرهای حسن بیاتانی،شعری از حسن بیاتانی،یک شعر از حسن بیاتانی،شعر دینی و آیینی حسن بیاتانی،شعر مذهبی حسن بیاتانی،شعری برای حضرت معصومه(س).

دیدگاه ها برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی