سرقت ادبی در ادبیات فارسی

ادبستان شعر و هنر

سرقت ادبی در ادبیات فارسی

سرقت ادبی،در اصطلاح،بخشی از نقد ادبی است که درباره ی انواع عاریت ها و اقتباس های شاعران و نویسندگان از یکدیگر بحث می کند.در گذشته،فرهنگ شعری شاعران که مبتنی بر حفظ و مطالعه ی آثار پیشینیان بود و نیز فرهنگ عمومی شاعر-یعنی آگاهی از مسایل تاریخی،اجتماعی،سیاسی و اطلاعات علمی و فلسفی و دینی و اساطیری-و محیط یکسان زندگی،موجب ایجاد برداشت هایی مشابه در آثار شاعران می شد،چنانکه یکی از اسباب پیدایش خیال های کلیشه ای میان شاعران عرب و ایرانی را تاثیر نیرومند و محدود کننده ی قالب های شعری-یعنی وزن و قافیه-دانسته اند که اندیشه و رشته ی تداعی را در تنگنا قرار می دهد.

این مسلّم است که هیچ یک از آثار ادبی ابداعی و بدون سابقه و تاثیرپذیری از گنجینه ی گذشتگان نیست و این موضوع برای منتقدان،اصل و قاعده ای شده است که هر اثر ادبی نتیجه ی تجربه ی شاعران یا نویسندگان پیبشین و نیز خلاقیت آفریننده ی آن است.

مهم ترین سرقات ادبی بدین قرار است:

۱-نسخ:به معنای باطل کردن و از بین بردن است.

۲-انتحال: یعنی سخن دیگری را بر خود بستن.

۳-مُصالته:در لغت به معنای سبقت گرفتن است.در اصطلاح این است که  شاعر،شعر دیگری را بدون تغیر لفظ یا معنی،به خود نسبت دهد.به این دو بیت توجه کنید:

کیست آن کش سر پیوند تو در خاطر نیست

یا نظر با تو ندارد مگرش ناظر نیست

"سعدی شیرازی"

*****

سر پیوند تو تنها نه دل حافظ راست

کیست آن کش سر پیوند تو در خاطر نیست

"حافظ شیرازی"

۴-مسخ:یعنی تغیر دادن صورت به صورتی زشت تر

۵-اغاره:به معنای غارت کردن است.به این صورت که شاعر با حفظ معنی،تنها جای بعضی از کلمات شعر دیگری را عوض کند.به این دو بیت زیر توجه کنید:

مردم به شهر خویش ندارد بسی خطر

به کان خویش نیارد بسی بها

"امیر معزی"

*****

به شهر خویش درون بی خطر بود مردم

به کان خویش درون بی بها بود گوهر

"انوری ابیوردی"

۶-المام:به معنای قصد کردن است.بدین گونه که شاعر،مضمون شعر دیگری را بگیرد و در قالب عبارتی دیگر بریزد.به این دو بیت زیر از سعدی و حافظ توجه کنید:

گر فریدون شود به نعمت و ملک

بی هنر را به هیچ کس مشمار

"سعدی شیرازی"

*****

قلندران حقیقت به نیم جُو نخرند

اطلس آن کس که از هنر عاری است

"حافظ شیرازی"

۷-نقل:در لغت به معنای جابه جا کردن است.در اصطلاح عبارت است از اینکه شاعر،لفظ یا مضمون شاعر دیگری را بگیرد و آن را در موضوعی دیگر به کار بگیرد.به این دو بیت زیر توجه کنید:

 اگر گل آرد بار آن رخان او نشگفت

هر آینه چو همه می خورد گل آرد بار

"رودکی سمرقندی"

*****

اگر سر آرد بار سنان او نشگفت

هر آینه چو همه می خورد سر آرد بار

"دقیقی"

۸-سلخ:به معنای پوست بار کردن است.یعنی اینکه شاعر،لفظ و معنی را از شاعر دیگری بگیرد،ترکیب کلمات را تغیر دهد و به گونه ای دیگر بیان کند.مانند دو بیت زیر:

هر که ناموخت از گذشت روزگار

نیز ناموزد  ز هیچ آموزگار

"رودکی سمرقندی"

*****

مگر پیش بنشاندت روزگار

که به زو نیایی تو آموزگار

"ابوشکور بلخی"

۹-عقد:به معنای بستن است.در اصطلاح یعنی منظوم کردن نثر نویسنده ای دیگر و به خود بستن آن.

۱۰-حل:به معنای گشودن است.این اصطلاح برعکس عقد است.یعنی سخن منظوم را به نثر تبدیل کردن و به خود بستن آن.

۱۱-توارد:معمولاً این مورد را از سرقت ادبی جدا می دانند،اما برخی آن را جزیی از سرقات ادبی می دانند.توارد یعنی اینکه دو شاعر،بدون آگاهی از شعر یکدیگر،یک معنا را در الفاظی شبیه هم بیان کنند.

۱۲-دزدی از خویش:به این معنا است که شاعری،معانی ابداعی خود را به گونه های مختلف در آثار خود تکرار کند.


http://s1.picofile.com/file/6894930580/ophujdftrh_tggh.gif  واژگان کلیدی: سرقت ادبی چیست؟،سرقت ادبی یعنی چه،سرقت ادبی به چه معنا است،سرقت ادبی چگونه است،مقاله ای در مورد سرقت ادبی،توضیحی پیرامون سرقت ادبی در شعر و نثر ایران،سرقت ادبی در ادبیات پارسی،سرقت ادبی در شعر فارسی،نمونه هایی از سرقت ادبی در بین شاعران ایرانی.

دیدگاه ها برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی