close
تبلیغات در اینترنت

دو غزل از حمید واحدی

ادبستان شعر و هنر

دو غزل از حمید واحدی

 شعر نخست:

 

آمد مه خون گرم شد از نای تو دم ها

ای خون تو جاری به قلم ها و قدم ها

 

نامت چو وزيد از افق ماه محرم

با حرمت نام تو به پا خاست علم ها

 

در خيزش امواج سنان و علم و تيغ

راندی بلم خويش به دريای ستم ها

 

پيچيده از آن روز كه گشتی تو فدايی 

گرد حرمت بانگ "فداي تو شوم" ها

 

تو آن اقيانوس كه می ريخت به پايت

در لحظه ی ايثار تو دريای كرم ها

 

مولا! غم شيرين تو آخر چه غمی بود

چون با غم تو رفت ز ياد همه، غم ها

 

می ريزد از آن روز كه دست تو قلم شد

در سوگ تو اشک سيه از چشم قلم ها

 

ترسم كه نگيرند دگر ماهی اخلاص

اين معركه گيران تو از بحر درم ها

 


شعر دوم:

 

در كوير روزگاران مثل باران زيستند

مثل باران در كوير روزگاران زيستند

 

زيستند امّا نه چون پاييز رخوت ناک و زرد

با طراوت، سبز مانند بهاران زيستند

 

با كمال سربلندی در مسير زندگی

سر به زير، افتاده همچون آبشاران زيستند

 

در دل توفان شدند امواج آسا بی قرار

تا نپنداری چو ساحل بر كناران زيستند

 

بيرق سرخ شرف بر دوش، داغ غم به دل

لاله سان در كسوت خونين تباران زيستند

 

خو نكرده با سياهی در دل شبهای تار

با اميد صبح چون شب زنده داران زيستند

 

در دل اين خاک تا جاويد مانده يادگار

مثل باران مثل باران مثل باران زيستند


http://s1.picofile.com/file/6894930580/ophujdftrh_tggh.gif واژگان کلیدی: اشعار حمید واحدی،نمونه شعر حمید واحدی،شعرهای حمید واحدی،شاعر حمید واحدی،شعری از حمید واحدی،یک شعر از حمید واحدی،شعر حمید واحدی.شعر مذهبی حمید واحدی.

دیدگاه ها برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی