اشعار آنتونیو گاموندا

ادبستان شعر و هنر

اشعار آنتونیو گاموندا

شعر نخست :

 

زیر درختان بید تو را در آغوشم می‌برم

و احساس می‌کنم زنده‌ای

پس به نور در می‌آییم

 و برای نخستین بار

آسمان را می‌بینی،نشانه‌ها را

و بدانان نام می‌بخشی .

حقیقت دارد !

در گستره ی دست‌هایت

آسمان بزرگ و آبی‌ است !

 

"برگردان:محسن عمادی"


شعر دوم :

 

انگار که فرود آمده باشی بر دلم

و نور آورده باشی به رگ‌های من

و من سرخوشانه دیوانه‌‌‌ باشم

در زلالی‌ات .

همه چیز قطعی‌ است

تو بر دلم نشسته‌ای

نور در رگ‌هایم

و من‌ سرخوشانه دیوانه‌‌ام !

 

"برگردان:محسن عمادی"


شعر سوم :

 

باز خواهی گشت

وقتی گیلاس‌ها شکوفه کنند

 وقمری بیدار شود

جهان را

در دروغی درخشان نقاشی کرده‌ای

چشمان قمری را سرخ دیدم از خشم

می‌دانم تیزاب زهرین

در برگ‌های بو مسکن می‌کند.

این‌که میوه‌هایش

قلب پرندگان را از حرکت باز می‌دارند

‌در برف اما

گیلاس‌های سیاه است

و مویه‌‌ی قمری را می‌شنوم .

 

"برگردان:محسن عمادی"


واژگان کلیدی:اشعار آنتونیو گاموندا،نمونه شعر آنتونیو گاموندا،شاعر آنتونیو گاموندا،شعرهای آنتونیو گاموندا،شعری از آنتونیو گاموندا،یک شعر از آنتونیو گاموندا،شعرهای ترجمه شده به فارسی آنتونیو گاموندا،سروده های برگردان به پارسی آنتونیو گاموندا،آنتونيو گاموندا،شاعر اسپانیایی،شاعر اسپانیایی،شاعر کشور اسپانیا،شاعر اسپانیولی،شعر اسپانیولی.

Antonio Gamoneda،poems،quotes

دیدگاه ها برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی