اشعار مبارک نصیری

ادبستان شعر و هنر

اشعار مبارک نصیری

شعر نخست :

 

کهنه شده شعر پدران من

با قافیه های سنگین

پشت شبی طولانی

نقاشان می گریزند

پیکرتراشان

هیچ آوازی از لحن داودی بر نمی آید .

دلقکان،خط نویسان

آیه های فرسوده ی خدایانشان را

بر سنگ های یخی می نویسند .

زمین از شبی که تو را به دنیا آورد،می ترسد .

تو خود خدایی تازه

بر سنگ،بر شاخه،بر رود شبیه من

شاعری که سال ها پیش

پشت شبی طولانی به دنیا می آید !

 


شعر دوم :

 

گاه باید غمگین ترانه هایت را بسرایی

در مرگ شبانه ی یک گناه

تن بلورین تو در آغوش این مرد چه می کند ؟

گناه را دوباره نگاه کردن

شیوه ی کدامین شیطان نابخردی است ؟

بر نادانی تو گریه می کنم

بر هنوز خودم،بر کاغذپاره های این دیار

که به جای گرسنگی

کوس رسوایی تو می زند !


واژگان کلیدی:اشعار مبارک نصیری،نمونه شعر مبارک نصیری،شاعر مبارک نصیری،شعرهای مبارک نصیری،شعری از مبارک نصیری،یک شعر از مبارک نصیری،شاعر آبدانانی،شاعر استان ایلام،شاعر شهرستان آبدانان،شعر آبدانانی،شاعر ایلامی،شعر نو مبارک نصیری.

دیدگاه ها برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی