اشعار زنبق سلیمان نژاد

ادبستان شعر و هنر

اشعار زنبق سلیمان نژاد

شعر نخست :

 

از روزهای رفتنت پاییزتر بودم

از شمس های دیگرت تبریزتر بودم

 

باران اگر آن سوی شیشه داشت می بارید

این سوی شیشه بی هوا من نیز، تر بودم

 

یك شب اگر دستت به تار موی من می خورد

از نغمه ی داوود شورانگیزتر بودم

 

شاید اگر یوسف به قلبم فرصتی می داد

از تیغ چاقوی زلیخا تیزتر بودم

 

شاید تمام چشم ها را كور می كردم

شاید كه از قوم مغول چنگیزتر بودم

 

یک مزرعه اندوه در من مانده،حقم نیست

من با تو از هر دشت حاصلخیزتر بودم

 

رسم بزرگی را به جا هرگز نیاوردی

از هر كس و ناكس به چشمت ریزتر بودم

 

یادت بماند من كه حالا خالی ام از عشق

از استكان چایی ات لبریزتر بودم

 


شعر دوم :

 

آهنگ تند ثانیه ها شوم می شود

وقتی که دل به عشق تو محکوم می شود

 

روزی هزار بار مرا می دهد عذاب

اما عجیب پیش تو مظلوم می شود

 

هر کس که بیشتر به تو دل داده، بیشتر

از نعمت نگاه تو محروم می شود

 

ما را بکش، نترس که دارد میان شهر

عاشق کشی به سبک تو مرسوم می شود

 

نفرین نمی کنم که قیامت به دست او

تکلیف چشم های تو معلوم می شود

 

دیگر نفس نمی کشم از آسمان عشق

دارد هوای عاطفه مسموم می شود

 

در امتداد این همه ، یک روز ، بی صدا

این عشق دست و پا زده ، مرحوم می شود


واژگان کلیدی:اشعار زنبق سلیمان نژاد،نمونه شعر زنبق سلیمان نژاد،شاعر زنبق سلیمان نژاد،شعرهای زنبق سلیمان نژاد،شعری از زنبق سلیمان نژاد،یک شعر از زنبق سلیمان نژاد،غزل غزلیات غزل های غزلی از زنبق سلیمان نژاد،زنبق سليمان نژاد،شاعر ایلامی،شاعر استان ایلام،شعر شاعر ایلامی. 

دیدگاه ها برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی