اشعار حامی شریبی

ادبستان شعر و هنر

اشعار حامی شریبی

آسمان،زنی است

که مدت ها است

پرنده ای در گلویش مرده

و در فصل اندوه

گیسوانش سپید  می روید

وقتی تمام دلبستگی اش

در مسیر ساده ترین اتفاق

منقرض میشود .

*****

ما

مردگانِ اندیشه های سوخته ایم

بدان خاطر

که چشم به عشق ندواخته ایم

گر چه روز  زیستگاه ماست

اما آفتاب را باخته ایم .

*****

دیدی آخر

پروانه  گوشه ی لبم را گزید

عمر پاییز چقدر کوتاه بود !

دیدی آخر

قصه ی سوختنم

به گوش کلاغ  رسید !


 واژگان کلیدی:اشعار حامی شریبی،نمونه شعر حامی شریبی،شاعر حامی شریبی،شعرهای حامی شریبی،شعری از حامی شریبی،یک شعر از حامی شریبی،شعر کوتاه حامی شریبی،اشعار کوتاه حامی شریبی.

دیدگاه ها برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی