شعری از نیکولا مدزیروف

ادبستان شعر و هنر

شعری از نیکولا مدزیروف

سریع است قرن

اگر باد بودم

پوست درختان را می‌کندم

پیرایه‌ی عمارات را می‌کندم .

اگر طلا بودم

پنهان در سردابه‌ها

در میان اسباب‌بازی‌های شکسته

از خاطر پدران رفته بودم

و در خاطر پسران همیشه می‌زیستم .

اگر سگ بودم

از پناهندگان نمی‌ترسیدم .

اگر ماه بودم

از اعدام بیم نداشتم .

اگر ساعت بودم

ترک‌های روی دیوار را می‌پوشاندم .

سریع است این قرن

از زلزله‌های خفیف جان به‌در می‌بریم

چشم‌هامان به‌سوی آسمان، نه به‌سوی زمین

پنجره‌ها را باز می‌کنیم

که هوای مکان‌هایی که هنوز ندیده‌ایم را به درون راه دهیم

مادام که کسی قلبمان را هر روز زخم نزند

جنگی وجود ندارد

سریع است این قرن

سریع‌تر از کلمات

اگر مرده بودم

سکوتم را همه باورم می‌‌کردند .

 

"برگردان:شعله ولپی"


واژگان کلیدی:اشعار نیکولا مدزیروف،نمونه شعر نیکولا مدزیروف،شاعر نیکولا مدزیروف،شعرهای نیکولا مدزیروف،شعری از نیکولا مدزیروف،یک شعر از نیکولا مدزیروف،شعرهای ترجمه شده نیکولا مدزیروف،سروده های برگردان به پارسی نیکولا مدزیروف،نيكولا مدزيروف،شاعر کشور مقدونیه،شاعر اهل کشور مقدونیه،شاعر مقدونیه ای،شعر مقدونیه.

nikola madzirov،poems،quotes

دیدگاه ها برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی