اشعار عماد کرمانی

ادبستان شعر و هنر

اشعار عماد کرمانی

شعر نخست:

 

گدای حضرت او باش و پادشاهی کن

مکن مخالفت او و هر چه خواهی کن

 

مرا ز عالم علوی فرشتگان هر دم

ندا کنند که درویش باش و پادشاهی کن

 

چو جم مباش به سلطانی زمین قانع

بکوش و سلطان از ماه تا ماهی کن

 

اگر چه هر نفست می دهد فریبی

نفس تو تکیه بر کرم و رحمت الهی کن

 

ز کنج خلوت تاریک رخ متاب عماد

وطن چو مردمک دیده در سیاهی کن

 


شعر دوم:

 

گر چه رویت ندیده‌‌ایم ای دوست

وصف حسنت شنیده‌ایم ای دوست

 

گفته بودی که ما از آن توییم

اثری زان ندیده‌ایم ای دوست

 

سال ها بر امید صافی وصل

درد هجران چشیده‌ایم ای دوست

 

آخری کرده‌ایم کار جهان

کاوّل از سر بریده‌ایم ای دوست

 

ما چو مرغان به بال همت و جهد

در هوایت پریده‌ایم ای دوست

 

 در جهان برگزیده همه‌ایم

تا تو را برگزیده‌ایم ای دوست

 

هر کسی در بلا گرفتار است

ما به نعمت رسیده‌ایم ای دوست

 

به زرت چون عماد نفروشیم

که به جانت خریده‌ایم ای دوست


واژگان کلیدی: اشعار عماد کرمانی،نمونه شعر عماد کرمانی،شاعر عماد کرمانی،شعرهای عماد کرمانی،شعری از عماد کرمانی،یک شعر از عماد کرمانی،غزل عماد کرمانی،غزلیات عماد کرمانی،غزلی از عماد کرمانی،غزل های عماد کرمانی،اثری از آثار عماد کرمانی،شعری از دیوان عماد کرمانی،عماد فقیه کرمانی،شیخ الاسلام خواجه عمادالدین علی فقیه کرمانی متخلص به عماد،گلچین گزیده و گزینه اشعار عماد کرمانی،مجموعه بهترین و زیباترین سروده های عماد الدین کرمانی

دیدگاه ها برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی