غزلی از الهام میزبان

ادبستان شعر و هنر

غزلی از الهام میزبان

نشسته ای وسط این چهاردیواری

میان این همه کابوس تلخ،بیداری

 

بلند می شوی از عکس های غمگینت

که جسم گیج خودت را به کوچه بسپاری

 

عبور ناشی از باد اتاق سرد هتل

دوباره صحنه ی اول و فیلمبرداری

 

شروع می شود از تخت تو،تشنج هات

شروع می شوی از این جنون ادواری

 

و زندگیت فقط نامه های ترسوی است

برای سوختن توی زیرسیگاری

 

صدای بستن غمگین در به روی خودت

صدای کات و صدای"ببین تو تب داری"

 

بیا و بخواب و هی زل نزن تمام عمر

به من به من و به این نقش های تکراری

 

عبور خسته ی باد از کنار قلبی که

یواش خم شده ای از جلوت برداری


واژگان کلیدی: اشعار الهام میزبان،نمونه شعر الهام میزبان،شاعر الهام میزبان،شعرهای الهام میزبان،شعری از الهام میزبان،یک شعر از الهام میزبان،غزل الهام میزبان،غزلیات الهام میزبان،غزل های الهام میزبان،غزلی از الهام میزبان.

دیدگاه ها برای این مطلب

نوشته شده توسط : الناز
تاریخ : 1396/11/17


نظر :
سلام
واقعا شعرای جالبی دارید
سایتتون خیلی خوبه
پاسخ : سلام


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی