توضیح ضرب المثل((نمک گیر شدن))

ادبستان شعر و هنر

توضیح ضرب المثل((نمک گیر شدن))

در گذشته های دور روستایی وجود داشت که قلی خان کدخدای آن جا بود.قلی خان آشپزی داشت که با بی حالی و بی حوصلگی تمام غذا می پخت اما خان هیچگاه اعتراضی به غذا نمی کرد.

روزی آشپز مشغول پختن غذا بود که ناگهان سنگ نمک از دستش به داخل غذا افتاد.آشپز خواست که سنگ نمک را بیرون بیاورد اما با خود گفت که خان هیچگاه به غذا ایراد نمی گیرد،پس از درآوردن سنگ نمک منصرف شد.

زمان خوردن غذا،به محض خوردن لقمه ی اول،آه از نهاد همه بلند شد،همه غذا را به کناری گذاشتند و شروع به اعتراض به خاطر شوری غذا کردند.قلی خان پس از خوردن چند لقمه دست از خوردن غذا کشید و به آشپز گفت : "به نظرت غذا کمی شور نشده ؟"

آشپز تکذیب کرد و گفت :" نه ! غذا شور نیست " !

اطرافیان از حاضر جوابی آشپز عصبی شده و گفتند : " خجالت بکش ! این غذا اینقد شور شده که خان هم فهمید ! "

قلی خان که متوجه توهین اطرافیان شده بود،چوبی برداشت و با فریاد می گفت : "به من میگین نفهم؟؟؟!!!"و شروع به کتک زدن اطرافیان کرد.

قلی خان بر سفره نشست و ادامه ی غذا را خورد و به آشپز گفت :"دیگه به اینا غذا نده " !!!

این ضرب المثل در جایی به کار می رود که شخص در انجام کارهای نادرست زیاده روی کند،تا جایی که باعث عصبانیت افرادی شود که به ندرت عصبی می شوند.


 واژگان کلیدی : ضرب المثل نمک گیر شدن،داستان ضرب المثل نمک گیر شدن،توضیح ضرب المثل نمک گیر شدن،ریشه ضرب المثل نمک گیر شدن،معنی ضرب المثل نمک گیر شدن،توضیح ضرب المثل نمک گیر شدن،ضرب المثل نمک گیر شدن یعنی چه،مقاله ای پیرامون موضوع ضرب المثل نمک گیر شدن،ریشه تاریخی درباره ضرب المثل نمک گی شدن در ادبیات زبان فارسی.

دیدگاه ها برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی