اشعار جواد محمد زمانی

ادبستان شعر و هنر

اشعار جواد محمد زمانی

شعر نخست :

 

در حرم لب بر لب پیمانه باشد بهتر است

شمع دورش چند تا پروانه باشد بهتر است

 

 بهتر آن که از در هر خانه نومیدم کنند

دل اگر با غیر تو بیگانه باشد بهتر است

 

 گر بنا باشد دلم را جز تو آبادش کند

این دل ویران همان ویرانه باشد بهتر است

 

جان من آقا مرا سرگرم کاشی‌ ها مکن

میهمان مشغول صاحب‌ خانه باشد بهتر است

 

صحنتان را می‌ زنم بر هم ، جوابم را بده

این گدا گاهی اگر دیوانه باشد بهتر است

 

مدّعی در این حرم از سیر بالاها مگو

این کبوتر فکر آب و دانه باشد بهتر است

 

گنبدت مال همه ؛ باب الجوادت مال من

جای ما پشت در میخانه باشد بهتر است

 

من که هر بار آمدم اینجا گنهکار آمدم

توبه هم قولش اگر مردانه باشد بهتر است

 

تا شب قبرم که می آیی برای دیدنم

این دل ما پیش تو بیعانه باشد بهتر است

 

صبح محشر هم خودت دنبال کار ما بیفت

پشت ما توصیه‌ ی شاهانه باشد بهتر است

 

گریه کردم شانه‌ ی گرم ضریحت بغض کرد

وقت گریه سر روی یک شانه باشد بهتر است

 

کربلا از تو گرفتن واقعاً شیرین تر است

روزی ما هم از این کاشانه باشد بهتر است

 

اشک می خواهم ز تو دریای " فَابکِ للحسین "

رزق ما از جام سقاخانه باشد بهتر است 

 


شعر دوم :

 

هوا بهاری شوقت، هوا بهاری توست

خروش چلچله لبریز بی‌قراری توست

 

چه ساقه‌ها که سلوکش به صبح صادق توست

چه باغ‌ها که شکوهش به آبیاری توست

 

تویی که در همه ذرّات جلوه‌گر شده‌ای

هنوز آینه، مبهوت بی‌شماری توست

 

بگو کدام غزل شرح ماجرای تو گفت؟

بگو کدام چکامه به استواری توست؟

 

بیا بیا که در این کوچه‌باغ دلتنگی

دلِ شکستۀ هر عاشقی، قناری توست

 

بیا که چشم به راه تو بعثت است و غدیر

حَرا هر آینه در انتظار یاری توست

 

مرا امید ظهور تو زنده می‌دارد

و آن‌که شوکت باران به هم‌جواری توست

 

بهار، هم‌نفس باغ‌های خرّم توست

بهار، هم‌سفر چشمه‌های جاری توست

 


 شعر سوم :

 

هر دختری که ام امامت نمی شود

یا مادر پیمبر رحمت نمی شود

 

در مجمع خلایق حق فاطمه یکی است

این وحدت است شامل کثرت نمی شود

 

آن جا که پای کفو علی هست در میان

هر دختری که لایق وصلت نمی شود

 

از این که آب مهریه ات بود روشن است

هر خانه ای که خانۀ رحمت نمی شود

 

فردا بیا که باز قیامت به پا کنی

ای بانویی که بی تو قیامت نمی شود

 

با اشتیاق سمت صراط آورید رو

زهرا بدون برگ شفاعت نمی شود

 

این سینه باز حال و هوای مدینه خواست

یا رب دعای کیست اجابت نمی شود


 واژگان کلیدی:اشعار جواد محمد زمانی،نمونه شعر جواد محمد زمانی،شاعر جواد محمد زمانی،شعرهای جواد محمد زمانی،شعری از جواد محمد زمانی،یک شعر از جواد محمد زمانی،غزل غزلیات غزل های غزلی از جواد محمد زمانی،جواد محمد زماني،جواد محمدزمانی،اشعار دینی مذهبی آیینی جواد محمد زمانی،شعر آئینی جواد محمدزمانی،جواد محمدزمانی،اشعار جواد محمدزمانی،شعر زیبای جواد محمدزمانی 

دیدگاه ها برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی