اشعار شهاب الدین خالقی

ادبستان شعر و هنر

اشعار شهاب الدین خالقی

شعر نخست :

 

باد گیسوی خدایان را پریشان کرده بود

عشق را آواره دشت و بیابان کرده بود


شهرها، دروازه ها، آهنگ جان کندن زدند

رفتنی ها هم دم از ماندن زدند

 

مردم شب را عبادت بود، معبودی نبود

روح عصیان شیاطین بود، موعودی نبود


محو شد تقویم در شب های بی اندازه هم

خیره شد تاریخ بر هنگامه های تازه هم


هرچه هست و نیست را در خویش از دم کشته ام

من خودم را بوبروی چشم هایم کشته ام


ای حریر ابرهای آسمان پیراهنت

محور چرخیدن خورشید چشم روشنت


رد چشمان تو را شب کهکشانی می کند

واژه ها در شعر لبخندت تبانی می کنند


ماه من خورشیدها محو گریبانت شدند

ماه من خورشیدها بد جور حیرانت شدند


ساغر از معبود آوردند،عابد رقص کرد

شاعر از میخانه تا محراب مسجد رقص کرد


چشم های خیره ام با جاده ها سر می کنند

فال ها این قصه را هر شب مکرر می کنند


(( یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخمور

کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور ))


عمق دشواریست آسان ضجه خواهم زد تو را

 تا ابد تا حد امکان ضجه خواهم زد تو را


لحظه ها آبستن یک اتفاق تازه اند

آسمان ها زادههایی از محاق تازه اند


انتظارت خواستند از چشممان پنهان شود

روزهای دوریت پیراهن عمان شود


باید از هفتاد خوان آب و آتش بگذری

عشق اعجازت شود موسی سیاوش بگذری


نعره ی ارابه ی شوم شیاطین می رسد

این صدای از اعماق آمین می رسد


گوش ها ازهای وهوی طبل خوکان پر شده است

مردمان شهر خدا از دستمان دلخور شده است


چشمهاتان را به روی این حقیقت وا کنید

اشک های قطه قطره مانده رادریا کنید


آسمان درآسمان، چاهی ندارم جز خودم

در سکوت جاده همراهی ندارم جز خودم


من تنی هستم که سرهای فراوان دیده ام

 با فریب نیزه را بر روی قرآن دیده ام


هرچه هست و نیست رادر خویش از دم کشته ام

من خودم را روبروی چشم هایم کشته ام


از سرم بیرون بیا ای حسن نا آرام ، شعر

ای سکوت سرکش ای خون خوار خوناشام شعر

 


 شعر دوم :

 

حکم از بالا برایم آمده تب داشتن

کاسه ی چشمی پر و اشک لبالب داشتن

مصحفی دارم ورق ها دل٬ زبانم هم قلم

اشک من جاری ست از باب مرکّب داشتن

روضه و اشک است کارم روز و شب در کاروان

روضه ها را روز دیدن اشک را شب داشتن

پای دل تاول زد اما می دوم دنبال او

در خیالم هم ندارم فکر مرکب داشتن

سهم هر کس در میان کربلا تقسیم شد

سهم من از کربلا این است٬ زینب داشتن


خاک صحرا می شود سجاده ام وقت نماز

دانه دانه اشک ها تسبیح این راز و نیاز


دوری این راه ترتیب نمازم را شکست

که شکستن پشتش از اندوه و درد ما شکست

ما راَیت و فی البلا الا جمیلا گفته ایم

یک جهان حرف است از پیروزی ما تا شکست

سر شکستن ارث فامیلی ما از کوفه است

زینبی سر زد به محمل تا سر سقا شکست

قلب مجنون می شکست از دوری لیلای خود

کار بر عکس است در اینجا دل لیلا شکست

روزگاری هم دری با تخته ای جور آمد و

قلب بابامان علی را پهلوی زهرا شکست


دست من بسته شد و ذکر قنوتم حیدر است

قد من خم شد از آنکه سجده ام چون مادر است


یکسره باشد نگاهم بر سری که سرتر است

آنکه بدتر بر زمین افتاده اینجا برتر است

بوی او پیچیده تر گشته ست بین باغچه

هر گلی که پیش گل های دگر پرپرتر است

آن که دعوی داشت من اینجا علی اکبرترم

حال علی اصغر علی اصغر علی اصغرتر است

بازتر شد سفره ی تفسیر قرآن کریم

زینبم داده دو اسماعیل پس هاجرتر است

راویان گفتند معجر من ولی در فکر خود

حتم دارم معجر از این حرف ها معجرتر است


کار و بار حاجت یک عمر ما را ساختی

ساربانا سایه اش را بر سرم انداختی


حرف هایی هست پنهانی میان قافله

در اعوذ باله از شام ِ  نماز نافله

دل که با دل راه دارد٬ راهی اما بین ماست

سلسله در سلسله در سلسله در سلسله

پنبه و آتش نباید رو به رو با هم شوند

بر نمی دارد نگاه اما رباب از حرمله

قطره با دریا که باشد می شود دریا ولی

کودکی از کاروان ما گرفته فاصله

ضعف دارد می رود در خواب و از جا می پرد

می رسد بر گوش او گویا صدای هلهله


این مسیر سخت را طی می کنم با خاطرات

من فقط ماندم و زینب - باقیات الصالحات

 


شعر سوم :

در استقبال از ماه محرم

 

پیراهن سیاه بفرما خوش آمدی

ای تار و پود ! آه ! بفرما خوش آمدی


سالی در انتظار تو چاووش خوانده ایم

ای آمده ز راه بفرما خوش آمدی


الا اللهی است قطره به قطره سرشک ما

ای نیم لا اله بفرما خوش آمدی


در بی کسی درون تو سنگر گرفته ایم

آه ای پناهگاه بفرما خوش آمدی


واژگان کلیدی:اشعار شهاب الدین خالقی،نمونه شعر شهاب الدین خالقی،شاعر شهاب الدین خالقی،شعرهای شهاب الدین خالقی،شعری از شهاب الدین خالقی،یک شعر از شهاب الدین خالقی،غزل غزلیات غزل های غزلی از شهاب الدین خالقی،اشعار دینی مذهبی آیینی شهاب الدین خالقی،شهاب الدين خالقي،شعر با موضوع استقبال از محرم،شعر درباره آغاز ماه محرم.

دیدگاه ها برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی