close
تبلیغات در اینترنت

اشعار سیدای نسفی

ادبستان شعر و هنر

اشعار سیدای نسفی

شعر نخست:

 

یاد آن شب ها که در بزمت فراغت داشتم

سر به سر مانند ابرو خواب راحت داشتم

 

در حریمت کرده بودم پا ستون مانند شمع

تیغ می بارید بر سر استقامت داشتم

 

من چه کردم ناامید از بزم وصلت کرده ای؟

از تو ای بی رحم ! امید مروت داشتم

 

در خیال من چو گلچین،فکر گل چیدن نبود

از گلستانت به بوی گل قناعت داشتم

چون چراغ روز در چشمت ندارم اعتبار

این سزای آن که عمری پاس صحبت داشتم

 

از حوادث های دورانم نبود اندیشه ای

پشت چون تصویر بر دیوار غفلت داشتم

 

تا شدم خاک رهت ای کاش هم چون سیدا

با قدت چون سایه آن روزی که الفت داشتم

 


  شعر دوم:

 

بر سر بالینم آن گل آمد و خندید و رفت

آرزوهایی که در دل داشتم فهمید و رفت

 

ساغر خود را تهی برد از کف دریا حباب

عالم آبی که می گفتند او را دید و رفت

 

مادر دوران مرا روزی که بر گهواره بست

رشته ی محنت به دست و پای من پیچید و رفت

 

می شود فردا ترازو بر سر او سایبان

هر که اینجا کرده های خویش را سنجید و رفت

 

ای خوش آن مرغی که در بستان سرای روزگار

سر برآورد از درون بیضه و رنجید و رفت

 

گوشه گیران را خموشی می کند عالی گهر

از لب دریا دهان خود صدف پوشید و رفت

 

هر که چون مینا بتی گردنکشی در پای داشت

حاصل خود داد ز دست و به سر غلتید و رفت

 

دل ز دست آرزوها خون شد و از دیده ریخت

عمرها بودیم با هم عاقبت رنجید و رفت

 

هر که در هنگام رحلت زین چمن برگی بزد

از بیابان عدم در هر قدم گل چید و رفت

 

قصه ی دنیاپرستان جهان نشنیده است

حرفی از دیوانه ای،دیوانه ای پرسید و رفت

 

باغبانی دوش خون می داد چون گل خلق را

برگ ریزان خزان شد کف به کف مالید و رفت

 

سیدا آمد به کویت شب به چندین اضطراب

تیغ بر کف داشتی از خوی تو ترسید و رفت

 


 شعر سوم:

 

مرغ بی بال و پری دیدم،دلم آمد به یاد

ناله ی جغدی شنیدم،منزلم آمد به یاد

 

از فریب و وعده های او شدم راضی به مرگ

شب همه شب دست و تیغ قاتلم آمد به یاد

 

در تلاش بحر چون گرداب سرگردان شدم

حسرت لب های خشک ساحلم آمد به یاد

 

سر نزد از کشتزار عمر من غیر از سپند

سوختم چون مزرع بی حاصلم آمد به یاد

 

سیدا دیدم به خاک افتاده برگ لاله را

تیغ ناحق خورده صید بسملم آمد به یاد

 


 شعر چهارم:

 

فلک از ناله ی شب های من بی تاب می گردد

زمین از بی قراری های من سیماب می گردد

 

اگر شیخ از ته دل در رکوع حق شود قایم

قد خم گشته ی او حلقه ی محراب می گردد

 

به زیر آسمان از تنگدستی خانه ای دارم

که از چشمم چکد یک قطره خون گرداب می گردد

 

دل شیخی که در هنگام طاعت سوی در باشد

به آخر روی او چون قبله ی محراب می گردد

 

رسد تا مهر تابان شبنم از شب زنده داری ها

اجابت گرد چشم،دیده ی بی خواب می گردد

 

نگردد سفله از اهل مروت گر شود قارون

به گرداب آنچه می افتد همان گرداب می گردد

 

تو از می،چهره گلگون می کنی من می روم از خود

تو آتش می کنی روشن دل من آب می گردد

 

به دور زلف خال رویش از جا برد دل ها را

حذر سازید از دزدی که در مهتاب می گردد

 

رخش شمع کدامین خانه روشن کرده است امشب

که چون پروانه بر اطراف چشمم خواب می گردد

 

ز کویش هر که آید سیدا بخشم دل و دین را

نسیم کلبه ی آزاده را سیماب می گردد

 


 شعر پنجم:

 

صد بیابان طی شد و از کاروان دورم هنوز

کشتی توفانی دریای پرشورم هنوز

 

بزم آخر گشت و دوران باده چندانی ندارد

شد تهی میخانه ی افلاک و مخمورم هنوز

 

پرتو خورشیدم و دارم هوای کوی دوست

عالم از من روشن است و طالب نورم هنوز

 

از توکل روزیم هر روز می گردد زیاد

خوشه چین خرمن ایام چون مورم هنوز

 

گنج در ویرانه بانگ خیر مقدم می زند

منزل من خانه ی جغد است معمورم هنوز(۱)

 

آمدی و خون عرق کردم ز بالینم مرو

بر سر من ساعتی بنشین که رنجورم هنوز

 

ناوکت را می کشم خواهی نخواهی برکنار(۲)

چون کمان در خانه ی بازو بود زورم هنوز

 

مدتی شد ساغرم را کرده دوران سرنگون

در شکست کاسه ی چینی و فغفورم هنوز(۳)

 

سیدا یا آن که دوران،تلخکامم کرده است

می خلد چون نیش بر تن،نوش زنبورم هنوز

 


 شعر ششم:

 

صرف شد عمر من ای یار،غلط کردم حیف

در پی چون تو ستمکار غلط کردم حیف

 

مدتی بود در این شهر گمان می کردم

من تو را یار وفادار غلط کردم حیف

 

بوده ای با من سودا زده چون مهر و فلک

آشنایی سر بازار غلط کردم حیف

 

بر سر کوی تو هر خار غمی می دیدم

می زدم بر سر دستار غلط کردم حیف

 

سیدا از غم او شب همه شب هم چون شمع

داشتم دیده ی بیدار غلط کردم حیف

 


 شعر هفتم :

 

مرا امشب چو زلف خود پریشان کردی و رفتی

به روی خویش چون آیینه میزان کردی و رفتی

 

تو را آورده بودم از برای حل مشکل ها

چو دیدی مشکل من بر خود آسان کردی و رفتی

 

کشیدی دامن خود از کفم ای لاله روی من

مرا چون داغ آتش در گریبان کردی و رفتی

 

روم چون گردباد و در بیابان ها وطن سازم

مرا مانند مجنون خانه ویران کردی و رفتی

 

نبیند بعد از این پهلوی زارم خواب آسایش

به روی بسترم خار مغیلان کردی و رفتی

 

به داغ سینه مرهم جستم و الماس پاشیدی

گلستان مرا بر خاک یکسان کردی و رفتی

 

به چشم سیدا ای بی ترحم ای جفاپیشه

به جای توتیا،ریگ بیابان کردی و رفتی

 


 شعر هشتم:

 

دلم را برده از جا،سرو قد نازک اندامی

تنی گلبرگ نسرینی،مقشر مغز بادامی(۴)

 

چو بوی گل سبکروحی،چو شبنم تیز پروازی

نظر غایب شوی تمکین،صبا سیماب آرامی(۵)

 

جبین بی عیب رخساری،صنوبر جلوه بی مثلی

تماشاگاه بی نقصی،گلستان به انجامی

 

کلام چرب و شیرینی،زبان بادام قندینی

دهان پر ز احسانی لب آماده انعامی

 

نگه دزدیده طراری،به مشرب آشنا یاری(۶)

تواضع شیوه خوش چشمی،بهشتی رو نکونامی

 

به موج باده هم سنگی،به مهر و کینه یک رنگی

به صلح آمیخته جنگی،نشاط انگیز دشنامی

 

کمین گیری،مزور پیشه ای،بی دانه صیادی(۷)

نگار نو خط مشکین کمند،عنبرین دامی

 

قد مصراع رنگینی ورق افشان بناگوشی

بیاض گردن صافی،مجلا نقره ی خاصی(۸ و ۹ )

 

به حق و دین و آیینت،به جان سیدا رحمی

نمانده طاقت و تابی،ندارد صبر و آرامی


   http://s1.picofile.com/file/6697155930/green_dot.gif  واژگان دشوار : ۱-معمور : آباد و مسکون،بنای نیک و آراسته     ۲- ناوک : تیری کوچک که آن را در غلاف آهنین یا چوبین گذارند،آهی که از دل برآید     ۳ فغفور : فغپور،بغپور،خدا،بت،لقب پادشاهان چین است     ۴-مقشر : پوست کنده     ۵ -سیماب : جیوه،زنبیق     ۶-طرار : دز،کیسه بر،سارق     ۷-مزور : دو رو،حیله گر،دروغگو     ۸-بیاض : سفید     ۹-مجلا : روشن و هویدا


http://s1.picofile.com/file/6894930580/ophujdftrh_tggh.gif  واژگان کلیدی : میر عابد نسفی،اشعار سیدای نسفی،نمونه شعر سیدای نسفی،شاعر سیدای نسفی،شعرهای سیدای نسفی،شعری از سیدای نسفی،یک شعر از سیدای نسفی،غزل سیدای نسفی،غزلیات سیدای نسفی،غزل های سیدای نسفی،غزلی از سیدای نسفی،گزیده گزینه گلچین بهترین و زیباترین اشعار سیدای نسفی،اثری از آثار سیدای نسفی،اشعاری از دیوان سیدای نسفی،سیدا نسفی،سيداي نسفي،شرح لغات دشوار و سخت دیوان سیدای نسفی،معنی کلمه در اشعار سیدای نسفی،معنای واژگان و واژه ها در دیوان سیدای نسفی،معنای کلمات در دیوان سیدای نسفی.

دیدگاه ها برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی