close
تبلیغات در اینترنت

شعری از علیرضا پوربزرگ

ادبستان شعر و هنر

شعری از علیرضا پوربزرگ

تا ببینم جمال خدا را

هدیه کردم بر او دست و پا را

دست و پا دادم اما گرفتم

بال معراجی کبریا را

 

گر چه بی دستم اما من از دل

اعتصامم به حبل المتین است

پای رفتن ندارم ولیکن

منزلم کوی عین الیقین است

 

دست و پایم اگر ارزشی یافت

این بها را به من آسمان داد

تا پذیرفت این هدیه ام را

عشق را،عاشقی را نشان داد

 

تا که او حاکم عرش و فرش است

در رهش جان و سر دادن از ماست

سر که در راه جانان نباشد

در فرادوش ما بار بیجاست


 http://s1.picofile.com/file/6894930580/ophujdftrh_tggh.gif  واژگان کلیدی:علیرضا پوربزرگ وافی،اشعار علیرضا پوربزرگ،نمونه شعر علیرضا پوربزرگ،شاعر علیرضا پوربزرگ،شعرهای علیرضا پوربزرگ،شعری از علیرضا پوربزرگ،یک شعر از علیرضا پوربزرگ.

دیدگاه ها برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی