بث الشکوی در شعر فارسی

ادبستان شعر و هنر

بث الشکوی در شعر فارسی

بثّ الشکوی در اصطلاح بدیع شعری است که بیانگر ناکامی،رنج،نومیدی یا پیری گوینده آن است.به عبارتی خلاصه تر در واقع شرح درد شاعر است.

این نوع شعر تقریبا از آغاز پیدایش شعر فارسی در آثار شاعران وجود داشته ولی از دوره ی سلجوقیان فزونی یافته است.در شعر نو نیز با تغیراتی که بیشتر به خاطر نگرش نو شاعران به جهان در ایشان نمود یافته به چشم می آید.

قصیده ی رودکی با مطلع زیر،قدیمی ترین بث الشکوی در زبان فارسی است:

مرا بسود و فروریخت هر چه دندان بود

نبود دندان ! لا ! بل چراغ تابان بود

 

قصیده ی خاقانی شروانی با مطلع زیر،معروف ترین بث الشکوی است :

صبحدم چون کله بندد آه دودآسای من

چون شفق در خون نشیند چشم خون پالای من

 

تاثیرگذارترین و غم انگیز ترین بث الشکوی،حبسیات مسعود سعد سلمان است.

شعر " زمستان " مهدی اخوان ثالث نیز نمونه ای زیبا از این نوع شعر در شعر نو می باشد.


 http://s1.picofile.com/file/6894930580/ophujdftrh_tggh.gif  واژگان کلیدی: بث الشکوی چیست،بث الشکوی یعنی چه،معنی بث الشکوی در زبان و ادبیات فارسی،بث الشکوی به چه معناست،مقاله ای پیرامون موضوع بث الشکوی در زبان و ادب پارسی،بث الشکوی در شعر و ابیات شاعران،توضیح درباره بث الشکوی،آرایه ادبی بث الشکوی،بث الشکوي

دیدگاه ها برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی