دو شعر از احلام مستغانمی،شاعر الجزایری

ادبستان شعر و هنر

دو شعر از احلام مستغانمی،شاعر الجزایری

شعر نخست:

 

چون گربه ای مهربان کنار آتش می نشینم

و به داستانی که مادر بزرگ برای کودکان تعریف می کند

گوش می سپارم

داستان شهسواری که شاهزاده بانویی را

در کمند عشق خویش گرفتار ساخت

و شبی نزد او آمد

و از آن شب شاهزاده ناپدید شد

از آن هنگام شاهزاده خانم غذا پختن را یاد گرفت

آموخت چگونه در شهرهای کوچک و حقیر زندگی کند

و در زمستان هیزم جمع کند .

از آن هنگام شاهزاده خانم کوچولو

غرورش را زیر پا گذاشت

برای شهسواری که

زیستن را چون یک زن به او آموخت

و هزار داستان دیگر نیز .

کودکان می خوابند

اما من هنوز

رویای شهرهای دوردست را می بینم

رویای خانه ، هیزم ، کودکان

رویای بانویی که تمام شب را بیدار می ماند

در انتظار تنها شهسوارش .

 

"برگردان:زهرا ابومعاش"

 


  شعر دوم:

 

قبل از خواب رویاهایم را لمس کن

گریه هایم را در آغوش بگیر
در رویاهایم دست های تو حول آغوش من تنگ گرفته است
در خواب هایم گناه حلال است
خدای خواب هایم مرا مجاز به تو کرده است .
چگونه این همه زیبایی را نمی بینی ؟
نخواب !
بیدار باش تا رویاهایم را خوب ببینی

برهنه باشتا رویاهای تو مرا در آغوش بگیرد تنگ.

 

"برگردان:بابک شاکر"


 http://s1.picofile.com/file/6894930580/ophujdftrh_tggh.gif  واژگان کلیدی: اشعار احلام مستغانمی،نمونه شعر احلام مستغانمی،شاعر احلام مستغانمی،شاعر احلام مستغانمی،شعرهای احلام مستغانمی،شعری از احلام مستغانمی،یک شعر از احلام مستغانمی،سروده های برگردان به پارسی احلام مستغانمی،شعرهای ترجمه شده به فارسی احلام مستغانمی،شاعر عرب الجزایر،شعر ترجمه شده به فارسی از زبان عربی،شاعر الجزایری،شاعر کشور الجزایر،اثری از آثار احلام مستغانمی،احلام مستغانمي.

Ahlam Mosteghanemi،poems

دیدگاه ها برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی