close
تبلیغات در اینترنت

اشعار کوتاه قدسی قاضی نور

ادبستان شعر و هنر

اشعار کوتاه قدسی قاضی نور

کاش آدم هم مثل شتر 

کوهان داشت

تا شب های مهتابی 

کوهانش را پر از ستاره می کرد 

برای شب های گرفته ی ابری .

 

*****

 

کاش هنوز هم به همدیگر

دروغ های کودکانه می گفتیم

این حقیقت عریان بی حیا

به چه درد می خورد؟

 

*****

 

قصه های بلند

پُرند از لحظه های پوچ

تو قصه ی کوتاهی .

 

****

 

بعد از آن همه سرگردانی،

روی وجب به وجب خاک

بعد از آن همه جستجو روی نقشه های جهان،

دانستم دستان توست وطن من!

 

*****

 

آدم برفیم من

تو آفتاب .

در نگاه

آب می شوم، آب .

 

*****

 

بند به پایم زدند که بمانم

گسستم و رفتم

تو بال دادیم برای تنهایی

رها گشتم و ماندم!


http://s1.picofile.com/file/6894930580/ophujdftrh_tggh.gif  واژگان کلیدی: اشعار قدسی قاضی نور،نمونه شعر قدسی قاضی نور،شاعر قدسی قاضی نور،شعرهای قدسی قاضی نور،شعری از قدسی قاضی نور،یک شعر از قدسی قاضی نور،شعرهای کوتاه قدسی قاضی نور،چند شعر کوتاه از قدسی قاضی نور،اشعار کوتاهی از قدسی قاضی نور،قدسي قاضي نور،قدسی قاضی نوری،اشعار قدسي قاضي نور،شعرهایی از کتاب قدسی قاضی نور.

دیدگاه ها برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی